rewriting

[ایالات متحده]/ri'raɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازنگری؛ دوباره نوشتن؛ بازنویسی.
Word Forms
جمعrewritings
صفت یا فعل حال استمراریrewriting

جملات نمونه

He had done most of the writing and rewriting himself, reworking key passages again and again.

او بیشتر نوشتن و بازنویسی را خودش انجام داده بود و بارها و بارها بخش های کلیدی را بازنگری می کرد.

She is rewriting her essay for the third time.

او برای بار سوم مقاله خود را بازنویسی می کند.

The author spent hours rewriting the final chapter of the book.

نویسنده ساعت ها برای بازنویسی فصل آخر کتاب وقت گذاشت.

Rewriting history is a common practice in politics.

بازنویسی تاریخ یک عمل رایج در سیاست است.

The teacher asked the students to start rewriting their rough drafts.

معلم از دانش آموزان خواست تا شروع به بازنویسی پیش نویس های اولیه خود کنند.

The company is in the process of rewriting its mission statement.

شرکت در حال بازنویسی بیانیه ماموریت خود است.

She is skilled at rewriting complex ideas into simple language.

او در بازنویسی ایده های پیچیده به زبان ساده مهارت دارد.

Rewriting code can help improve its efficiency.

بازنویسی کد می تواند به بهبود کارایی آن کمک کند.

The editor suggested rewriting the opening paragraph to make it more engaging.

ویراستار پیشنهاد کرد پاراگراف اول را برای جذاب تر کردن آن بازنویسی کنند.

He is considering rewriting his resume to highlight his new skills.

او در حال بررسی بازنویسی مجدد رزومه خود برای برجسته کردن مهارت های جدیدش است.

Rewriting old recipes with healthier ingredients is a trend in the food industry.

بازنویسی دستورالعمل های قدیمی با مواد تشکیل دهنده سالم تر یک روند در صنعت غذا است.

نمونه‌های واقعی

Development plans should also be rewritten with an eye to the shortage.

برنامه‌های توسعه نیز باید با در نظر گرفتن کمبودها دوباره نوشته شوند.

منبع: The Economist - Comprehensive

The textbooks will not be rewritten overnight.

کتاب‌های درسی را نمی‌توان یک شبه بازنویسی کرد.

منبع: The Economist - Technology

One of the producers wants a rewrite.

یکی از تهیه‌کنندگان خواهان بازنویسی است.

منبع: Deadly Women

We all have our reasons for rewriting history.

همه ما دلایل خود را برای بازنویسی تاریخ داریم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Recent efforts to rewrite America's aged computer-crime law are bogged down.

تلاش‌های اخیر برای بازنویسی قانون جرایم رایانه‌ای قدیمی آمریکا در چاله نشسته است.

منبع: The Economist - International

Luckily for him, history is designed to be rewritten.

خوشبختانه برای او، تاریخ برای بازنویسی طراحی شده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Okay, let's begin by rewriting our equation here.

باشه، بیایید با بازنویسی معادله خودمان شروع کنیم.

منبع: GRE Math Preparation Guide

And I want you to rewrite and rewrite it again.

و می‌خواهم آن را دوباره و دوباره بازنویسی کنید.

منبع: House of Cards

She's rewriting the field, this one.

او این حوزه را بازنویسی می‌کند.

منبع: the chair

With Duvalier firmly in charge, the lord's prayer was rewritten.

با حضور دووالیه که به طور محکم مسئولیت را بر عهده داشت، دعای پروردگار بازنویسی شد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید