rhyming

[ایالات متحده]/'raimiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قافیه‌سازی
adj. قافیه‌دار
v. قافیه‌سازی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rhyming words

واژه‌های قافیه‌دار

rhyming scheme

طرح قافیه

rhyme or reason

قافیه یا دلیل

rhyme with

قافیه با

nursery rhyme

شعر کودکانه

جملات نمونه

I'm not sure about rhyming perestroika with balalaika.

من مطمئن نیستم در مورد قافیه کردن پرسترویکا با بالالایکا.

She enjoys rhyming words in her poetry.

او از به کار بردن کلمات قافیه دار در شعرش لذت می برد.

The children were learning about rhyming patterns in nursery rhymes.

کودکان در حال یادگیری الگوهای قافیه در شعر کودکانه بودند.

He is a talented songwriter known for his clever rhyming lyrics.

او یک ترانه سرای با استعداد است که به خاطر اشعار قافیه دار باهوش خود شناخته شده است.

The rapper's rhyming skills are unmatched in the music industry.

مهارت های قافیه سرایی رپر در صنعت موسیقی بی نظیر است.

The teacher encouraged the students to come up with rhyming words for their poems.

معلم از دانش آموزان خواست کلماتی با قافیه برای شعر خود پیدا کنند.

Rhyming can make a song more catchy and memorable.

قافیه می تواند یک آهنگ را جذاب تر و به یاد ماندنی تر کند.

The poet spent hours perfecting the rhyming scheme of his sonnet.

شاعر ساعت ها وقت صرف بهینه سازی طرح قافیه سونتش کرد.

His rhyming couplets added a touch of humor to the play.

مصراع های قافیه دار او کمی طنز به نمایش اضافه کرد.

The students were challenged to write a rhyming poem for the class competition.

از دانش آموزان خواسته شد یک شعر قافیه دار برای مسابقه کلاس بنویسند.

Rhyming can help children develop phonological awareness.

قافیه می تواند به کودکان کمک کند تا آگاهی صوتی خود را توسعه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید