silk ribbon
نخ ابریشم
ribbon cutting ceremony
افتتاحیه با روبان
ribbon bow
گلدان روبانی
award ribbon
روبان جایزه
gift wrapping ribbon
روبان بستهبندی هدیه
red ribbon
روبان قرمز
blue ribbon
روبان آبی
cut the ribbon
برش روبان
satin ribbon
روبان ساتن
green ribbon
روبان سبز
steel ribbon
روبان فولادی
ribbon cable
کابل روبانی
jacquard ribbon
جوراب ژاکارد
typewriter ribbon
روبان ماشین تحریر
flat ribbon
روبان صاف
a ribbon of land along the shore.
نواری از زمین در امتداد ساحل.
slice the peppers into ribbons lengthways.
فلفل ها را به صورت طولی به صورت نوارهای باریک برش دهید.
pass a ribbon around a package.
عبور دادن یک روبان دور یک بسته.
a ribbon two inches wide.
یک روبان دو اینچی پهنا.
She tied the ribbon in a bow.
او روبان را به شکل یک پاپیون بست.
This ribbon matches with your dress.
این روبان با لباس شما مطابقت دارد.
gaily dressed in ribbons and flounces.
پوشیده به شایستگی با روبانها و چیندارها
the tiny pink ribbons in her hair.
روبانهای صورتی کوچک در موهایش.
miles of concrete ribboned behind the bus.
مایلها از بتن در پشت اتوبوس روبانمانند بود.
ribbon-tied swags of flowers.
تاج گلهای روبانبسته.
The little girl tied the ribbon in a bow.
دختر کوچک روبان را به شکل یک پاپیون بست.
She tacked a ribbon on to her hat.
او یک روبان به کلاهش سنجاق کرد.
Typewriter ribbons may be all black or black and red.
روبانهای ماشین تحریر ممکن است همگی سیاه یا سیاه و قرمز باشند.
the country has seen its economy torn to ribbons by recession.
کشور شاهد بوده که اقتصادش در اثر رکود به شدت آسیب دیده است.
in the Silk Cup trophy class Mullins stayed in the ribbons .
در کلاس جام سیلک، مولینز در روبانها ماند.
The winding angle of crossing is controlled electronically to ensure excellent capability of anti-ribboning;
زاویه پیچش عبور به صورت الکترونیکی کنترل میشود تا از توانایی عالی ضد نواری اطمینان حاصل شود.
The old man wears an eyeglass attached to a piece of ribbon
مرد پیر یک عینک را به یک تکه روبان متصل میکند.
Kids cross the street nowadays, they get a ribbon.
امروزه کودکان از خیابان عبور میکنند، آنها یک روبان دریافت میکنند.
منبع: Modern Family - Season 03She tied the ribbon in a bow. .
او روبان را به شکل یک پاپیون بست.
منبع: IELTS vocabulary example sentencesWho would like to cut the ribbon?
چه کسی دوست دارد روبان را برش دهد؟
منبع: The Growth History of a Little PrincessSo this cat did not get a ribbon?
پس این گربه روبانی دریافت نکرد؟
منبع: CNN 10 Student English of the MonthHide some ribbons in the secret part.
برخی روبانها را در قسمت مخفی پنهان کنید.
منبع: Children's handicraft classWell, thank you. It did win me the blue ribbon at the Gourmet County Cook-off.
خب، متشکرم. من جایزه روبان آبی را در مسابقه آشپزی شهرستان گورتو برنده شدم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3Where will all the ribbons go?
همه روبانها کجا میروند؟
منبع: Friends Season 9Please wrap it as a gift and attach a ribbon to it.
لطفاً آن را به عنوان هدیه بپیچید و یک روبان به آن وصل کنید.
منبع: Travel English for Going AbroadAnd the hair ribbon is for Lily.
و روبان مو برای لیلی است.
منبع: Modern Family - Season 02Italia controls the Mediterranean area and occupies a narrow ribbon along the Alps.
ایتالیا منطقه مدیترانه را کنترل میکند و یک نوار باریک در امتداد آلپ اشغال کرده است.
منبع: The Apocalypse of World War IIsilk ribbon
نخ ابریشم
ribbon cutting ceremony
افتتاحیه با روبان
ribbon bow
گلدان روبانی
award ribbon
روبان جایزه
gift wrapping ribbon
روبان بستهبندی هدیه
red ribbon
روبان قرمز
blue ribbon
روبان آبی
cut the ribbon
برش روبان
satin ribbon
روبان ساتن
green ribbon
روبان سبز
steel ribbon
روبان فولادی
ribbon cable
کابل روبانی
jacquard ribbon
جوراب ژاکارد
typewriter ribbon
روبان ماشین تحریر
flat ribbon
روبان صاف
a ribbon of land along the shore.
نواری از زمین در امتداد ساحل.
slice the peppers into ribbons lengthways.
فلفل ها را به صورت طولی به صورت نوارهای باریک برش دهید.
pass a ribbon around a package.
عبور دادن یک روبان دور یک بسته.
a ribbon two inches wide.
یک روبان دو اینچی پهنا.
She tied the ribbon in a bow.
او روبان را به شکل یک پاپیون بست.
This ribbon matches with your dress.
این روبان با لباس شما مطابقت دارد.
gaily dressed in ribbons and flounces.
پوشیده به شایستگی با روبانها و چیندارها
the tiny pink ribbons in her hair.
روبانهای صورتی کوچک در موهایش.
miles of concrete ribboned behind the bus.
مایلها از بتن در پشت اتوبوس روبانمانند بود.
ribbon-tied swags of flowers.
تاج گلهای روبانبسته.
The little girl tied the ribbon in a bow.
دختر کوچک روبان را به شکل یک پاپیون بست.
She tacked a ribbon on to her hat.
او یک روبان به کلاهش سنجاق کرد.
Typewriter ribbons may be all black or black and red.
روبانهای ماشین تحریر ممکن است همگی سیاه یا سیاه و قرمز باشند.
the country has seen its economy torn to ribbons by recession.
کشور شاهد بوده که اقتصادش در اثر رکود به شدت آسیب دیده است.
in the Silk Cup trophy class Mullins stayed in the ribbons .
در کلاس جام سیلک، مولینز در روبانها ماند.
The winding angle of crossing is controlled electronically to ensure excellent capability of anti-ribboning;
زاویه پیچش عبور به صورت الکترونیکی کنترل میشود تا از توانایی عالی ضد نواری اطمینان حاصل شود.
The old man wears an eyeglass attached to a piece of ribbon
مرد پیر یک عینک را به یک تکه روبان متصل میکند.
Kids cross the street nowadays, they get a ribbon.
امروزه کودکان از خیابان عبور میکنند، آنها یک روبان دریافت میکنند.
منبع: Modern Family - Season 03She tied the ribbon in a bow. .
او روبان را به شکل یک پاپیون بست.
منبع: IELTS vocabulary example sentencesWho would like to cut the ribbon?
چه کسی دوست دارد روبان را برش دهد؟
منبع: The Growth History of a Little PrincessSo this cat did not get a ribbon?
پس این گربه روبانی دریافت نکرد؟
منبع: CNN 10 Student English of the MonthHide some ribbons in the secret part.
برخی روبانها را در قسمت مخفی پنهان کنید.
منبع: Children's handicraft classWell, thank you. It did win me the blue ribbon at the Gourmet County Cook-off.
خب، متشکرم. من جایزه روبان آبی را در مسابقه آشپزی شهرستان گورتو برنده شدم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3Where will all the ribbons go?
همه روبانها کجا میروند؟
منبع: Friends Season 9Please wrap it as a gift and attach a ribbon to it.
لطفاً آن را به عنوان هدیه بپیچید و یک روبان به آن وصل کنید.
منبع: Travel English for Going AbroadAnd the hair ribbon is for Lily.
و روبان مو برای لیلی است.
منبع: Modern Family - Season 02Italia controls the Mediterranean area and occupies a narrow ribbon along the Alps.
ایتالیا منطقه مدیترانه را کنترل میکند و یک نوار باریک در امتداد آلپ اشغال کرده است.
منبع: The Apocalypse of World War IIلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید