ribbon

[ایالات متحده]/ˈrɪbən/
[بریتانیا]/ˈrɪbən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار ساتن; نوار ماده; نوار
vi. تشکیل نوار
vt. پاره کردن به نوارها
Word Forms
جمعribbons
صفت یا فعل حال استمراریribboning

عبارات و ترکیب‌ها

silk ribbon

نخ ابریشم

ribbon cutting ceremony

افتتاحیه با روبان

ribbon bow

گلدان روبانی

award ribbon

روبان جایزه

gift wrapping ribbon

روبان بسته‌بندی هدیه

red ribbon

روبان قرمز

blue ribbon

روبان آبی

cut the ribbon

برش روبان

satin ribbon

روبان ساتن

green ribbon

روبان سبز

steel ribbon

روبان فولادی

ribbon cable

کابل روبانی

jacquard ribbon

جوراب ژاکارد

typewriter ribbon

روبان ماشین تحریر

flat ribbon

روبان صاف

جملات نمونه

a ribbon of land along the shore.

نواری از زمین در امتداد ساحل.

slice the peppers into ribbons lengthways.

فلفل ها را به صورت طولی به صورت نوارهای باریک برش دهید.

pass a ribbon around a package.

عبور دادن یک روبان دور یک بسته.

a ribbon two inches wide.

یک روبان دو اینچی پهنا.

She tied the ribbon in a bow.

او روبان را به شکل یک پاپیون بست.

This ribbon matches with your dress.

این روبان با لباس شما مطابقت دارد.

gaily dressed in ribbons and flounces.

پوشیده به شایستگی با روبان‌ها و چین‌دارها

the tiny pink ribbons in her hair.

روبان‌های صورتی کوچک در موهایش.

miles of concrete ribboned behind the bus.

مایل‌ها از بتن در پشت اتوبوس روبان‌مانند بود.

ribbon-tied swags of flowers.

تاج گل‌های روبان‌بسته.

The little girl tied the ribbon in a bow.

دختر کوچک روبان را به شکل یک پاپیون بست.

She tacked a ribbon on to her hat.

او یک روبان به کلاهش سنجاق کرد.

Typewriter ribbons may be all black or black and red.

روبان‌های ماشین تحریر ممکن است همگی سیاه یا سیاه و قرمز باشند.

the country has seen its economy torn to ribbons by recession.

کشور شاهد بوده که اقتصادش در اثر رکود به شدت آسیب دیده است.

in the Silk Cup trophy class Mullins stayed in the ribbons .

در کلاس جام سیلک، مولینز در روبان‌ها ماند.

The winding angle of crossing is controlled electronically to ensure excellent capability of anti-ribboning;

زاویه پیچش عبور به صورت الکترونیکی کنترل می‌شود تا از توانایی عالی ضد نواری اطمینان حاصل شود.

The old man wears an eyeglass attached to a piece of ribbon

مرد پیر یک عینک را به یک تکه روبان متصل می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Kids cross the street nowadays, they get a ribbon.

امروزه کودکان از خیابان عبور می‌کنند، آن‌ها یک روبان دریافت می‌کنند.

منبع: Modern Family - Season 03

She tied the ribbon in a bow. .

او روبان را به شکل یک پاپیون بست.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Who would like to cut the ribbon?

چه کسی دوست دارد روبان را برش دهد؟

منبع: The Growth History of a Little Princess

So this cat did not get a ribbon?

پس این گربه روبانی دریافت نکرد؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Hide some ribbons in the secret part.

برخی روبان‌ها را در قسمت مخفی پنهان کنید.

منبع: Children's handicraft class

Well, thank you. It did win me the blue ribbon at the Gourmet County Cook-off.

خب، متشکرم. من جایزه روبان آبی را در مسابقه آشپزی شهرستان گورتو برنده شدم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Where will all the ribbons go?

همه روبان‌ها کجا می‌روند؟

منبع: Friends Season 9

Please wrap it as a gift and attach a ribbon to it.

لطفاً آن را به عنوان هدیه بپیچید و یک روبان به آن وصل کنید.

منبع: Travel English for Going Abroad

And the hair ribbon is for Lily.

و روبان مو برای لیلی است.

منبع: Modern Family - Season 02

Italia controls the Mediterranean area and occupies a narrow ribbon along the Alps.

ایتالیا منطقه مدیترانه را کنترل می‌کند و یک نوار باریک در امتداد آلپ اشغال کرده است.

منبع: The Apocalypse of World War II

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید