ornament

[ایالات متحده]/ˈɔːnəmənt/
[بریتانیا]/ˈɔːrnəmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تزئین; شیء تزئینی; لوازم کلیسا

vt. تزئین کردن; زیبا کردن.
Word Forms
جمعornaments
زمان گذشتهornamented
شکل سوم شخص مفردornaments
قسمت سوم فعلornamented
صفت یا فعل حال استمراریornamenting

عبارات و ترکیب‌ها

Christmas ornament

آویز کریسمس

Hanging ornament

آویز معلق

Handmade ornament

آویز دست ساز

Tree ornament

آویز درخت

Glass ornament

آویز شیشه ای

Holiday ornament

آویز تعطیلات

Personalized ornament

آویز شخصی‌سازی‌شده

جملات نمونه

ornament a hall with paintings

تزیین یک تالار با نقاشی

There's a lot ornaments on the wall.

دیوار تزئینات زیادی دارد.

a jewel to ornament your wife's lovely throat.

جوهری برای زینت دادن به گردن زیبای همسرتان.

He was an ornament to his country.

او برای کشورش زینت بود.

a ballerina who is an ornament to the world of dance.

رقصنده‌ای که زینت‌بخش دنیای رقص است.

They are ornamenting a Christmas tree.

آنها در حال تزئین درخت کریسمس هستند.

The desk was ornamented with many carvings.

میز با حکاکی های زیادی تزئین شده بود.

the design would be a great ornament to the metropolis .

طرح یک زینت عالی برای شهر خواهد بود.

it served more for ornament than for protection.

بیشتر برای زینت بود تا محافظت.

ornamented the windows with hanging plants.

پنجره ها را با گیاهان آویزان تزئین کرد.

That pot is an ornament; we don't use it.

آن گلدان یک زینت است؛ ما از آن استفاده نمی کنیم.

She wears a crystal ornament on her chest.

او یک زینت کریستالی روی سینه‌اش می‌پوشد.

She ornamented her dress with lace.

او لباسش را با تور تزئین کرد.

The city of greece and asia is despoil of their most valuable ornament.

شهر یونان و آسیا از زینت‌های با ارزش خود غارت شده است.

To deck out in fine clothes and ornaments;bedizen.

با لباس و زینت های خوب تزئین کردن؛ بدیزن.

Dizen:To deck out in fine clothes and ornaments;

بدیزن: با لباس و زینت های خوب تزئین کردن;

I used to have a companion to that ornament, but I broke it.

من قبلاً یک همراه برای آن زینت داشتم، اما آن را شکستم.

Bo Yi Fense Pinxit it draws to be one professional to design the factory producing ornament picture and house handicraft.

بو یی فنسه پینکسیت، یک حرفه ای برای طراحی کارخانه تولید کننده عکس زینت و صنایع دستی خانگی است.

the central band, or frieze, consisting of an unmolded strip with or without ornament;"

نوارهایی مرکزی یا طاقچه، که از یک نوار غیر قالبی با یا بدون زینت تشکیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید