rickety

[ایالات متحده]/'rɪkɪtɪ/
[بریتانیا]/'rɪkəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لرزان یا احتمالاً در حال فروپاشی، به ویژه به دلیل ساخت یا نگهداری ضعیف؛ در حالت خرابی یا ناپایداری. Compar. ریزش‌پذیرتر.

عبارات و ترکیب‌ها

rickety stairs

پله‌های ناامن

rickety old chair

صندلی قدیمی ناامن

rickety wooden bridge

پل چوبی ناامن

جملات نمونه

a rickety banking system.

یک سیستم بانکی ناپایدار.

a rickety old building

یک ساختمان قدیمی و لق لق

we went carefully up the rickety stairs.

ما با احتیاط از پله های ناامن بالا رفتیم.

He was precautious in crossing the rickety bridge.

او در حین عبور از پل سست و ناامن بسیار محتاط بود.

The car proceeded over the rickety bridge with caution.

ماشین با احتیاط از روی پل ناامن عبور کرد.

The rickety chair fell apart. He fell apart after years as a POW.

صندلی ناامن از هم پاشید. او پس از سال‌ها اسارت، از هم پاشید.

Though the bridge is a bit rickety, there is no immediate danger in walking over it.

اگرچه پل کمی ناامن است، اما خطر فوری برای عبور از آن وجود ندارد.

The Shrinking of ChinaFor decades, rail travel in China meant an arduous overnighter in a crowded East German–designed train, riding along a rickety old track.

کاهش چین. برای دهه‌ها، سفر ریلی در چین به معنای یک شب طاقت‌فرسا در یک قطار طراحی‌شده آلمان شرقی شلوغ بود که در طول یک مسیر قدیمی و ناهموار حرکت می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

They're set afloat on often rickety or overloaded boats.

آنها اغلب سوار قایق‌های ناامن یا بیش از حد بار شده می‌شوند.

منبع: CNN Selected April 2015 Collection

Every month or so another rickety overcrowded boat sinks and many lives are lost.

هر ماه یا بیشتر، یک قایق ناامن و بیش از حد بار شده غرق می‌شود و جان بسیاری از افراد گرفته می‌شود.

منبع: BBC Listening December 2014 Collection

Both the chandelier and the candelabra on a rickety table nearby were shaped like serpents.

هم لوستر و هم شمعدانی روی یک میز ناامن نزدیک به آنها به شکل مار بود.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

And there were babies with thin rickety legs and mothers who could not nurse them.

و نوزادانی با پا‌های نازک و ناامن و مادرانی بودند که نمی‌توانستند به آنها شیر بدهند.

منبع: Gone with the Wind

They're rickety and they've got lots of vibrations and they've got high g-turns.

آنها ناامن هستند و ارتعادات زیادی دارند و G-force های بالایی دارند.

منبع: Vox opinion

He watched his mother walk forward on trembling legs and sit down upon the rickety stool.

او مادرش را دید که روی پا‌های لرزان به جلو می‌رفت و روی یک چهارپای ناامن می‌نشست.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

He dropped these on the rickety table and scurried from their presence, slamming the book-covered door behind him.

او آنها را روی میز ناامن انداخت و از حضور آنها فرار کرد و در پشت سر خود در پوشیده از کتاب را محکم بست.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

In the past year, thousands of migrants have tried to cross the Strait of Gibraltar in rickety boats.

در سال گذشته، هزاران مهاجر تلاش کرده‌اند از طریق قایق‌های ناامن تنگه جبل‌الطارق عبور کنند.

منبع: BBC Listening Collection August 2015

Planes, trains, cars, all relatively comfortable, but if you got no money, a rickety motorbike will have to do.

هواپیماها، قطارها، ماشین‌ها، همه نسبتاً راحت هستند، اما اگر پولی نداشته باشید، مجبورید از یک موتورسیکلت ناامن استفاده کنید.

منبع: CNN 10 Student English February 2018 Collection

" It might be a little rickety, " said Rabbit.

"ممکن است کمی ناامن باشد،" خرگوش گفت.

منبع: Storyline Online English Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید