run-down

[ایالات متحده]/ˈrʌnˌdaʊn/
[بریتانیا]/ˈrʌnˌdaʊn/

ترجمه

adj. فرسوده، تحلیل رفته، فرسوده، ضعیف
n. تعدیل نیروها، قتل، خلاصه، طرح کلی

عبارات و ترکیب‌ها

run-down condition

وضعیت فرسوده

run-down building

ساختمان فرسوده

run-down area

منطقه فرسوده

feeling run-down

احساس خستگی و فرسودگی

run-down state

وضعیت فرسوده

run-down appearance

ظاهر فرسوده

run-down equipment

تجهیزات فرسوده

run-down neighborhood

محله فرسوده

run-down hotel

هتل فرسوده

run-down car

ماشین فرسوده

جملات نمونه

the run-down apartment building needed serious repairs.

ساختمان فرسوده نیاز به تعمیرات اساسی داشت.

he inherited a run-down farm from his grandfather.

او یک مزرعه فرسوده را از پدربزرگش به ارث برد.

the once-grand hotel had become a run-down eyesore.

هتل باشکوه سابق به یک منظره دل‌نشکن فرسوده تبدیل شده بود.

the run-down equipment was a safety hazard.

تجهیزات فرسوده یک خطر ایمنی بود.

they bought a run-down house with the intention of renovating it.

آنها یک خانه فرسوده خریدند با این قصد که آن را بازسازی کنند.

the run-down theater struggled to stay open.

تئاتر فرسوده برای باز ماندن تلاش می‌کرد.

the neighborhood was full of run-down shops and businesses.

محله پر از مغازه و کسب و کارهای فرسوده بود.

the run-down car barely made it up the hill.

ماشین فرسوده به سختی توانست از تپه بالا برود.

the run-down playground was a sad sight for the children.

زمین بازی فرسوده برای کودکان صحنه ای غم انگیز بود.

the run-down software was prone to glitches and errors.

نرم افزار فرسوده مستعد خرابی و خطا بود.

despite its run-down condition, the cottage had charm.

با وجود شرایط فرسوده، کلبه جذابیت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید