ricocheted off
از سطح برخاست
ricocheted back
به عقب برگشت
ricocheted around
به اطراف پرتاب شد
ricocheted wildly
به طور وحشیانه پرتاب شد
ricocheted off walls
از دیوارها برخاست
ricocheted off ground
از زمین برخاست
ricocheted off objects
از اشیاء برخاست
ricocheted through air
در هوا پرتاب شد
ricocheted unexpectedly
به طور غیرمنتظره پرتاب شد
ricocheted off surfaces
از سطوح برخاست
the ball ricocheted off the wall and hit him.
توپ از دیوار برخورد کرد و به او برخورد کرد.
bullets ricocheted around the room during the firefight.
گلوله ها در طول درگیری در اتاق به اطراف برخورد کردند.
the sound ricocheted through the empty hall.
صدای آن از طریق راهروی خالی طنین انداز شد.
her words ricocheted in his mind long after the conversation.
کلمات او مدت طولانی پس از گفتگو در ذهنش طنین انداز شد.
the stone ricocheted across the lake's surface.
سنگ از سطح دریا برخورد کرد.
the idea ricocheted around the team, sparking new discussions.
ایده در تیم طنین انداز شد و بحث های جدیدی را آغاز کرد.
the laughter ricocheted off the walls of the small café.
خنده از دیوار های کافه کوچک بازتابید.
his thoughts ricocheted between doubt and hope.
افکار او بین تردید و امید طنین انداز شد.
the basketball ricocheted off the rim and into the crowd.
توپ بسکتبال از حلقه برخورد کرد و وارد جمعیت شد.
as the car sped by, the sound of the tires ricocheted off the pavement.
همانطور که ماشین با سرعت عبور می کرد، صدای لاستیک ها از آسفالت بازتابید.
ricocheted off
از سطح برخاست
ricocheted back
به عقب برگشت
ricocheted around
به اطراف پرتاب شد
ricocheted wildly
به طور وحشیانه پرتاب شد
ricocheted off walls
از دیوارها برخاست
ricocheted off ground
از زمین برخاست
ricocheted off objects
از اشیاء برخاست
ricocheted through air
در هوا پرتاب شد
ricocheted unexpectedly
به طور غیرمنتظره پرتاب شد
ricocheted off surfaces
از سطوح برخاست
the ball ricocheted off the wall and hit him.
توپ از دیوار برخورد کرد و به او برخورد کرد.
bullets ricocheted around the room during the firefight.
گلوله ها در طول درگیری در اتاق به اطراف برخورد کردند.
the sound ricocheted through the empty hall.
صدای آن از طریق راهروی خالی طنین انداز شد.
her words ricocheted in his mind long after the conversation.
کلمات او مدت طولانی پس از گفتگو در ذهنش طنین انداز شد.
the stone ricocheted across the lake's surface.
سنگ از سطح دریا برخورد کرد.
the idea ricocheted around the team, sparking new discussions.
ایده در تیم طنین انداز شد و بحث های جدیدی را آغاز کرد.
the laughter ricocheted off the walls of the small café.
خنده از دیوار های کافه کوچک بازتابید.
his thoughts ricocheted between doubt and hope.
افکار او بین تردید و امید طنین انداز شد.
the basketball ricocheted off the rim and into the crowd.
توپ بسکتبال از حلقه برخورد کرد و وارد جمعیت شد.
as the car sped by, the sound of the tires ricocheted off the pavement.
همانطور که ماشین با سرعت عبور می کرد، صدای لاستیک ها از آسفالت بازتابید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید