bounced

[ایالات متحده]/[baʊnst]/
[بریتانیا]/[baʊnst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عقب بازگشتن پس از برخورد با یک سطح؛ بازگرداندن (مثلاً یک ایمیل)؛ به سرعت و سبکی حرکت کردن.
adj. بازگشته؛ رد شده.

عبارات و ترکیب‌ها

bounced back

بازگشت

bounced higher

بالاتر پرید

bounced off

از روی آن برخاست

bounced ideas

ایده‌ها را مطرح کرد

bounced lightly

به آرامی پرید

bounced around

اینجا و آنجا پرید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید