ridicules

[ایالات متحده]/ˈrɪdɪkjuːlz/
[بریتانیا]/ˈrɪdɪˌkjulz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اظهارات تمسخرآمیز یا شوخی‌آمیز
v. به کسی یا چیزی تمسخر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ridicules others

مسخره کردن دیگران

ridicules authority

مسخره کردن اقتدار

ridicules ideas

مسخره کردن ایده‌ها

ridicules beliefs

مسخره کردن اعتقادات

ridicules culture

مسخره کردن فرهنگ

ridicules norms

مسخره کردن هنجارها

ridicules fashion

مسخره کردن مد

ridicules trends

مسخره کردن روندها

ridicules behavior

مسخره کردن رفتار

ridicules mistakes

مسخره کردن اشتباهات

جملات نمونه

his jokes often ridicules people's mistakes.

نکات خنده‌دار او اغلب اشتباهات مردم را به سخره می‌گیرد.

she ridicules the idea of working overtime.

او ایده اضافه کاری کردن را به سخره می‌گیرد.

the comedian ridicules politicians in his routine.

کمدین در برنامه خود سیاستمداران را به سخره می‌گیرد.

he ridicules her fashion choices.

او انتخاب‌های مد او را به سخره می‌گیرد.

they ridicules the new policy at the meeting.

آنها سیاست جدید را در جلسه به سخره گرفتند.

she ridicules his attempts to impress her.

او تلاش‌های او برای تحت تاثیر قرار دادن او را به سخره می‌گیرد.

the article ridicules the latest trends in technology.

مقاله آخرین روندها در فناوری را به سخره می‌گیرد.

he often ridicules his own mistakes to lighten the mood.

او اغلب اشتباهات خود را به سخره می‌گیرد تا فضا را تلطیف کند.

critics ridicules the film for its poor script.

منتقدان فیلم را به دلیل فیلمنامه ضعیف آن به سخره می‌گیرند.

she ridicules the notion that money can buy happiness.

او این ایده را که پول می‌تواند خوشحالی را به دست آورد، به سخره می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید