ridicules others
مسخره کردن دیگران
ridicules authority
مسخره کردن اقتدار
ridicules ideas
مسخره کردن ایدهها
ridicules beliefs
مسخره کردن اعتقادات
ridicules culture
مسخره کردن فرهنگ
ridicules norms
مسخره کردن هنجارها
ridicules fashion
مسخره کردن مد
ridicules trends
مسخره کردن روندها
ridicules behavior
مسخره کردن رفتار
ridicules mistakes
مسخره کردن اشتباهات
his jokes often ridicules people's mistakes.
نکات خندهدار او اغلب اشتباهات مردم را به سخره میگیرد.
she ridicules the idea of working overtime.
او ایده اضافه کاری کردن را به سخره میگیرد.
the comedian ridicules politicians in his routine.
کمدین در برنامه خود سیاستمداران را به سخره میگیرد.
he ridicules her fashion choices.
او انتخابهای مد او را به سخره میگیرد.
they ridicules the new policy at the meeting.
آنها سیاست جدید را در جلسه به سخره گرفتند.
she ridicules his attempts to impress her.
او تلاشهای او برای تحت تاثیر قرار دادن او را به سخره میگیرد.
the article ridicules the latest trends in technology.
مقاله آخرین روندها در فناوری را به سخره میگیرد.
he often ridicules his own mistakes to lighten the mood.
او اغلب اشتباهات خود را به سخره میگیرد تا فضا را تلطیف کند.
critics ridicules the film for its poor script.
منتقدان فیلم را به دلیل فیلمنامه ضعیف آن به سخره میگیرند.
she ridicules the notion that money can buy happiness.
او این ایده را که پول میتواند خوشحالی را به دست آورد، به سخره میگیرد.
ridicules others
مسخره کردن دیگران
ridicules authority
مسخره کردن اقتدار
ridicules ideas
مسخره کردن ایدهها
ridicules beliefs
مسخره کردن اعتقادات
ridicules culture
مسخره کردن فرهنگ
ridicules norms
مسخره کردن هنجارها
ridicules fashion
مسخره کردن مد
ridicules trends
مسخره کردن روندها
ridicules behavior
مسخره کردن رفتار
ridicules mistakes
مسخره کردن اشتباهات
his jokes often ridicules people's mistakes.
نکات خندهدار او اغلب اشتباهات مردم را به سخره میگیرد.
she ridicules the idea of working overtime.
او ایده اضافه کاری کردن را به سخره میگیرد.
the comedian ridicules politicians in his routine.
کمدین در برنامه خود سیاستمداران را به سخره میگیرد.
he ridicules her fashion choices.
او انتخابهای مد او را به سخره میگیرد.
they ridicules the new policy at the meeting.
آنها سیاست جدید را در جلسه به سخره گرفتند.
she ridicules his attempts to impress her.
او تلاشهای او برای تحت تاثیر قرار دادن او را به سخره میگیرد.
the article ridicules the latest trends in technology.
مقاله آخرین روندها در فناوری را به سخره میگیرد.
he often ridicules his own mistakes to lighten the mood.
او اغلب اشتباهات خود را به سخره میگیرد تا فضا را تلطیف کند.
critics ridicules the film for its poor script.
منتقدان فیلم را به دلیل فیلمنامه ضعیف آن به سخره میگیرند.
she ridicules the notion that money can buy happiness.
او این ایده را که پول میتواند خوشحالی را به دست آورد، به سخره میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید