scoffs at
با تمسخر برخورد میکند
scoffs loudly
با تمسخر بلند
scoffs dismissively
با تمسخر تحقیرآمیز
scoffs off
با تمسخر خاموش
scoffs openly
با تمسخر آشکار
scoffs quietly
با تمسخر آرام
scoffs derisively
با تمسخر تحقیرآمیز
scoffs repeatedly
با تمسخر مکرر
scoffs mockingly
با تمسخر مسخره
scoffs in disbelief
با تمسخر در حالی که باور ندارد
she scoffs at the idea of working overtime.
او در مورد ایده اضافه کاری تمسخر میکند.
he scoffs when people suggest he should apologize.
او وقتی مردم پیشنهاد میکنند که باید عذرخواهی کند، تمسخر میکند.
the critic scoffs at the new movie's plot.
منتقد طرح فیلم جدید را تمسخر میکند.
many scoff at the notion that aliens exist.
بسیاری از مردم این ایده را که موجودات فضایی وجود دارند، تمسخر میکنند.
she scoffs at his attempts to impress her.
او سعیهای او برای تحت تاثیر قرار دادن او را تمسخر میکند.
he scoffs at the idea of a vegan diet.
او ایده رژیم غذایی وگان را تمسخر میکند.
the teacher scoffs at the student's excuses.
معلم به بهانههای دانشآموز تمسخر میکند.
she scoffs at the rumors circulating about her.
او شایعاتی که در مورد او در گردش است را تمسخر میکند.
he scoffs at the idea that money can buy happiness.
او ایده اینکه پول میتواند خوشبختی را به دست آورد، تمسخر میکند.
the coach scoffs at the team's poor performance.
مربی عملکرد ضعیف تیم را تمسخر میکند.
scoffs at
با تمسخر برخورد میکند
scoffs loudly
با تمسخر بلند
scoffs dismissively
با تمسخر تحقیرآمیز
scoffs off
با تمسخر خاموش
scoffs openly
با تمسخر آشکار
scoffs quietly
با تمسخر آرام
scoffs derisively
با تمسخر تحقیرآمیز
scoffs repeatedly
با تمسخر مکرر
scoffs mockingly
با تمسخر مسخره
scoffs in disbelief
با تمسخر در حالی که باور ندارد
she scoffs at the idea of working overtime.
او در مورد ایده اضافه کاری تمسخر میکند.
he scoffs when people suggest he should apologize.
او وقتی مردم پیشنهاد میکنند که باید عذرخواهی کند، تمسخر میکند.
the critic scoffs at the new movie's plot.
منتقد طرح فیلم جدید را تمسخر میکند.
many scoff at the notion that aliens exist.
بسیاری از مردم این ایده را که موجودات فضایی وجود دارند، تمسخر میکنند.
she scoffs at his attempts to impress her.
او سعیهای او برای تحت تاثیر قرار دادن او را تمسخر میکند.
he scoffs at the idea of a vegan diet.
او ایده رژیم غذایی وگان را تمسخر میکند.
the teacher scoffs at the student's excuses.
معلم به بهانههای دانشآموز تمسخر میکند.
she scoffs at the rumors circulating about her.
او شایعاتی که در مورد او در گردش است را تمسخر میکند.
he scoffs at the idea that money can buy happiness.
او ایده اینکه پول میتواند خوشبختی را به دست آورد، تمسخر میکند.
the coach scoffs at the team's poor performance.
مربی عملکرد ضعیف تیم را تمسخر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید