scoffs

[ایالات متحده]/skɒfs/
[بریتانیا]/skɔːfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی یا درباره چیزی به طرز تمسخرآمیز یا تحقیرآمیز صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scoffs at

با تمسخر برخورد می‌کند

scoffs loudly

با تمسخر بلند

scoffs dismissively

با تمسخر تحقیرآمیز

scoffs off

با تمسخر خاموش

scoffs openly

با تمسخر آشکار

scoffs quietly

با تمسخر آرام

scoffs derisively

با تمسخر تحقیرآمیز

scoffs repeatedly

با تمسخر مکرر

scoffs mockingly

با تمسخر مسخره

scoffs in disbelief

با تمسخر در حالی که باور ندارد

جملات نمونه

she scoffs at the idea of working overtime.

او در مورد ایده اضافه کاری تمسخر می‌کند.

he scoffs when people suggest he should apologize.

او وقتی مردم پیشنهاد می‌کنند که باید عذرخواهی کند، تمسخر می‌کند.

the critic scoffs at the new movie's plot.

منتقد طرح فیلم جدید را تمسخر می‌کند.

many scoff at the notion that aliens exist.

بسیاری از مردم این ایده را که موجودات فضایی وجود دارند، تمسخر می‌کنند.

she scoffs at his attempts to impress her.

او سعی‌های او برای تحت تاثیر قرار دادن او را تمسخر می‌کند.

he scoffs at the idea of a vegan diet.

او ایده رژیم غذایی وگان را تمسخر می‌کند.

the teacher scoffs at the student's excuses.

معلم به بهانه‌های دانش‌آموز تمسخر می‌کند.

she scoffs at the rumors circulating about her.

او شایعاتی که در مورد او در گردش است را تمسخر می‌کند.

he scoffs at the idea that money can buy happiness.

او ایده اینکه پول می‌تواند خوشبختی را به دست آورد، تمسخر می‌کند.

the coach scoffs at the team's poor performance.

مربی عملکرد ضعیف تیم را تمسخر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید