righties unite!
این یک ترجمه فارسی است
righties' views
این یک ترجمه فارسی است
righties supporting
این یک ترجمه فارسی است
righties' agenda
این یک ترجمه فارسی است
righties arguing
این یک ترجمه فارسی است
righties' platform
این یک ترجمه فارسی است
the righties were celebrating their team's victory with great enthusiasm.
راستگرایان با شور و شعف زیاد به دلیل پیروزی تیم خود جشن میگرفتند.
we need to understand the righties' perspective on this complex issue.
ما باید نگاه راستگرایان به این مسئله پیچیده را درک کنیم.
many righties support lower taxes and less government regulation.
بسیاری از راستگرایان حمایت از مالیات کمتر و کاهش تنظیمات دولتی را پشتیبانی میکنند.
the debate between lefties and righties often gets quite heated.
مباحثه بین چپگرایان و راستگرایان اغلب گرم میشود.
he's a staunch rightie, always defending traditional values.
او یک راستگرای سختگیر است که همیشه ارزشهای سنتی را دفاع میکند.
the righties dominated the local election, securing a landslide victory.
راستگرایان در انتخابات محلی حاکم بودند و پیروزی چیره دستی را کسب کردند.
it's important to engage with righties, even if you disagree with them.
اهمیت دارد که با راستگرایان تعامل داشته باشید، حتی اگر با آنها متفق نیستید.
the righties rallied around the candidate, providing crucial financial support.
راستگرایان حول و حول نامزد جمع شدند و حمایت مالی حیاتی را فراهم کردند.
she identifies as a rightie and actively participates in conservative groups.
او خود را یک راستگرای میشناسد و فعالانه در گروههای محافظهگرا شرکت میکند.
the righties presented a detailed plan for economic reform.
راستگرایان یک برنامه جامع برای اصلاحات اقتصادی ارائه کردند.
we observed a significant shift of voters towards the righties.
ما یک تغییر معنیدار در رایدهندگان به سمت راستگرایان را مشاهده کردیم.
righties unite!
این یک ترجمه فارسی است
righties' views
این یک ترجمه فارسی است
righties supporting
این یک ترجمه فارسی است
righties' agenda
این یک ترجمه فارسی است
righties arguing
این یک ترجمه فارسی است
righties' platform
این یک ترجمه فارسی است
the righties were celebrating their team's victory with great enthusiasm.
راستگرایان با شور و شعف زیاد به دلیل پیروزی تیم خود جشن میگرفتند.
we need to understand the righties' perspective on this complex issue.
ما باید نگاه راستگرایان به این مسئله پیچیده را درک کنیم.
many righties support lower taxes and less government regulation.
بسیاری از راستگرایان حمایت از مالیات کمتر و کاهش تنظیمات دولتی را پشتیبانی میکنند.
the debate between lefties and righties often gets quite heated.
مباحثه بین چپگرایان و راستگرایان اغلب گرم میشود.
he's a staunch rightie, always defending traditional values.
او یک راستگرای سختگیر است که همیشه ارزشهای سنتی را دفاع میکند.
the righties dominated the local election, securing a landslide victory.
راستگرایان در انتخابات محلی حاکم بودند و پیروزی چیره دستی را کسب کردند.
it's important to engage with righties, even if you disagree with them.
اهمیت دارد که با راستگرایان تعامل داشته باشید، حتی اگر با آنها متفق نیستید.
the righties rallied around the candidate, providing crucial financial support.
راستگرایان حول و حول نامزد جمع شدند و حمایت مالی حیاتی را فراهم کردند.
she identifies as a rightie and actively participates in conservative groups.
او خود را یک راستگرای میشناسد و فعالانه در گروههای محافظهگرا شرکت میکند.
the righties presented a detailed plan for economic reform.
راستگرایان یک برنامه جامع برای اصلاحات اقتصادی ارائه کردند.
we observed a significant shift of voters towards the righties.
ما یک تغییر معنیدار در رایدهندگان به سمت راستگرایان را مشاهده کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید