rile up
عصبانی کردن
rile someone
کسی را عصبانی کردن
easily riled
به راحتی عصبانی
It riled me no end to listen to such lies.
گوش دادن به چنین دروغهایی مرا به شدت آزرده خاطر میکرد.
he's getting you all riled up .
او دارد شما را به هم میریزد.
Instead of getting all riled up about this, we should try to figure out what to do.
به جای اینکه در این مورد به هم بریزید، باید سعی کنیم بفهمیم چه کار باید کرد.
he has been riled by suggestions that his Arsenal future is in doubt.
او به دلیل پیشنهاداتی مبنی بر اینکه آینده او در آرسنال زیر سوال است، آزرده خاطر شده است.
The rude customer's behavior continued to rile the restaurant staff.
رفتار مشتری بی ادبانه همچنان باعث آزردگی کارکنان رستوران میشد.
Her constant criticism never failed to rile her colleagues.
انتقادات مداوم او هرگز باعث آزردگی همکارانش نمیشد.
Political debates can easily rile up emotions.
بحثهای سیاسی میتوانند به راحتی احساسات را برانگیزند.
The controversial decision riled up the community.
تصمیم جنجالی باعث به هم ریختن جامعه شد.
His sarcastic comments always manage to rile her up.
اظهارات طعنهآمیز او همیشه موفق به برانگیختن او میشوند.
The unfair treatment of employees riled up the entire workforce.
رفتار ناعادلانه با کارکنان باعث به هم ریختن کل نیروی کار شد.
The team's loss in the championship game riled up the fans.
شکست تیم در بازی قهرمانی باعث به هم ریختن طرفداران شد.
Her careless remarks riled her boss.
اظهارات بیمبالاتهاش باعث آزردگی رئیسش شد.
The misleading information riled up the public.
اطلاعات گمراهکننده باعث به هم ریختن مردم شد.
The constant noise from the construction site riled up the neighbors.
سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز باعث آزردگی همسایگان شد.
rile up
عصبانی کردن
rile someone
کسی را عصبانی کردن
easily riled
به راحتی عصبانی
It riled me no end to listen to such lies.
گوش دادن به چنین دروغهایی مرا به شدت آزرده خاطر میکرد.
he's getting you all riled up .
او دارد شما را به هم میریزد.
Instead of getting all riled up about this, we should try to figure out what to do.
به جای اینکه در این مورد به هم بریزید، باید سعی کنیم بفهمیم چه کار باید کرد.
he has been riled by suggestions that his Arsenal future is in doubt.
او به دلیل پیشنهاداتی مبنی بر اینکه آینده او در آرسنال زیر سوال است، آزرده خاطر شده است.
The rude customer's behavior continued to rile the restaurant staff.
رفتار مشتری بی ادبانه همچنان باعث آزردگی کارکنان رستوران میشد.
Her constant criticism never failed to rile her colleagues.
انتقادات مداوم او هرگز باعث آزردگی همکارانش نمیشد.
Political debates can easily rile up emotions.
بحثهای سیاسی میتوانند به راحتی احساسات را برانگیزند.
The controversial decision riled up the community.
تصمیم جنجالی باعث به هم ریختن جامعه شد.
His sarcastic comments always manage to rile her up.
اظهارات طعنهآمیز او همیشه موفق به برانگیختن او میشوند.
The unfair treatment of employees riled up the entire workforce.
رفتار ناعادلانه با کارکنان باعث به هم ریختن کل نیروی کار شد.
The team's loss in the championship game riled up the fans.
شکست تیم در بازی قهرمانی باعث به هم ریختن طرفداران شد.
Her careless remarks riled her boss.
اظهارات بیمبالاتهاش باعث آزردگی رئیسش شد.
The misleading information riled up the public.
اطلاعات گمراهکننده باعث به هم ریختن مردم شد.
The constant noise from the construction site riled up the neighbors.
سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز باعث آزردگی همسایگان شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید