appease

[ایالات متحده]/əˈpiːz/
[بریتانیا]/əˈpiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

آرام کردن
vt. آرام کردن; راضی کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلappeased
صفت یا فعل حال استمراریappeasing
زمان گذشتهappeased
شکل سوم شخص مفردappeases

عبارات و ترکیب‌ها

appease someone's anger

آرام کردن خشم کسی

جملات نمونه

The government tried to appease the protesters by offering concessions.

دولت سعی کرد با پیشنهاد دادن امتیازات، معترضان را راضی کند.

She tried to appease her angry boss by apologizing for the mistake.

او سعی کرد با عذرخواهی برای اشتباه، رئیس خشمگین خود را راضی کند.

The manager offered a bonus to appease the disgruntled employees.

مدیر برای راضی کردن کارمندان ناراضی، پاداش ارائه کرد.

He tried to appease his hunger by eating a snack.

او سعی کرد با خوردن یک میان وعده، گرسنگی خود را راضی کند.

The company made changes to the work schedule to appease employee complaints.

شرکت تغییراتی در برنامه کار ایجاد کرد تا از شکایت کارمندان راضی کند.

The parents tried to appease their crying baby by rocking him gently.

والدین سعی کردند با تکان دادن آرام نوزاد گریه‌کنان خود، او را راضی کنند.

The teacher offered extra credit to appease the students upset about the test results.

معلم برای راضی کردن دانش آموزان ناراضی از نتایج آزمون، اعتبار اضافی ارائه کرد.

He tried to appease his guilt by making amends for his mistake.

او سعی کرد با جبران اشتباه خود، احساس گناه خود را راضی کند.

The company issued an apology to appease customers after a product recall.

شرکت پس از فراخوان محصول، برای راضی کردن مشتریان عذرخواهی کرد.

She tried to appease her friend by listening attentively to her concerns.

او سعی کرد با گوش دادن با دقت به نگرانی های او، دوست خود را راضی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید