rioters

[ایالات متحده]/ˈraɪətəz/
[بریتانیا]/ˈraɪədərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در اختلالات خشونت‌آمیز صلح شرکت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

angry rioters

گريگريان عصبانی

violent rioters

گريگريان خشن

arrested rioters

گريگريان دستگير شده

rioters clash

گريگريان درگير مي شوند

rioters gather

گريگريان جمع مي شوند

rioters protest

گريگريان اعتراض مي کنند

rioters loot

گريگريان غارت مي کنند

rioters arrested

گريگريان دستگير شدند

rioters disperse

گريگريان پراکنده مي شوند

rioters attack

گريگريان حمله مي کنند

جملات نمونه

the rioters clashed with the police during the protest.

گريبان‌داران با پليس در جريان اعتراض درگير شدند.

authorities arrested several rioters after the chaos.

مقامات پس از هرج و مرج چندین گريبان‌دار را دستگیر کردند.

the rioters demanded justice for their grievances.

گريبان‌داران خواهان عدالت برای نارضتي‌هاي خود بودند.

many rioters were seen vandalizing public property.

بسیاری از گريبان‌داران دیده شدند که در حال خرابکاری اموال عمومی هستند.

rioters set fire to cars and buildings in the area.

گريبان‌داران آتش زدند به اتومبیل‌ها و ساختمان‌ها در آن منطقه.

the government condemned the actions of the rioters.

دولت اقدامات گريبان‌داران را محکوم کرد.

rioters took to the streets to express their anger.

گريبان‌داران به خیابان‌ها آمدند تا خشم خود را ابراز کنند.

police used tear gas to disperse the rioters.

پليس از گاز اشک‌آور برای متفرق کردن گريبان‌داران استفاده کرد.

witnesses reported seeing rioters throwing rocks.

شهود گزارش دادند که گريبان‌داران سنگ پرتاب می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید