risked it all
همه چیز را به خطر انداخت
risked everything
همه چیز را به خطر انداخت
risking life
جان را به خطر انداختن
risked a chance
شانس را به خطر انداخت
risked failure
شکست را به خطر انداخت
risked arrest
دستگیری را به خطر انداخت
risked losing
باختن را به خطر انداخت
risked time
زمان را به خطر انداخت
risked safety
ایمنی را به خطر انداخت
risked a lot
خیلی چیزها را به خطر انداخت
the company risked a lot on the new product launch.
شرکت خطر زیادی را در راه اندازی محصول جدید متحمل شد.
he risked his career to expose the corruption.
او برای افشای فساد، شغل خود را به خطر انداخت.
she risked her life to save the child from the fire.
او برای نجات کودک از آتش جان خود را به خطر انداخت.
we risked everything for a chance at happiness.
ما برای فرصتی برای خوشبختی، همه چیز را به خطر انداختیم.
the climber risked a fall on the icy slope.
کوهنورد خطر افتادن در شیب یخی را به خطر انداخت.
they risked arrest to protest the government's policies.
آنها برای اعتراض به سیاست های دولت، خطر دستگیری را به جان خریدند.
he risked offending her by disagreeing with her opinion.
او با مخالفت با نظرش، خطر ناراحت کردن او را به جان خرید.
the surgeon risked infection during the complex operation.
جراح خطر ابتلا به عفونت را در طول عمل جراحی پیچیده به جان خرید.
the investor risked a significant amount of capital.
سرمایه گذار خطر سرمایه گذاری مبلغ قابل توجهی را به جان خرید.
she risked being late for the meeting.
او خطر دیر رسیدن به جلسه را به جان خرید.
he risked a penalty by making a reckless tackle.
او با انجام تکل خطرناک، خطر جریمه شدن را به جان خرید.
risked it all
همه چیز را به خطر انداخت
risked everything
همه چیز را به خطر انداخت
risking life
جان را به خطر انداختن
risked a chance
شانس را به خطر انداخت
risked failure
شکست را به خطر انداخت
risked arrest
دستگیری را به خطر انداخت
risked losing
باختن را به خطر انداخت
risked time
زمان را به خطر انداخت
risked safety
ایمنی را به خطر انداخت
risked a lot
خیلی چیزها را به خطر انداخت
the company risked a lot on the new product launch.
شرکت خطر زیادی را در راه اندازی محصول جدید متحمل شد.
he risked his career to expose the corruption.
او برای افشای فساد، شغل خود را به خطر انداخت.
she risked her life to save the child from the fire.
او برای نجات کودک از آتش جان خود را به خطر انداخت.
we risked everything for a chance at happiness.
ما برای فرصتی برای خوشبختی، همه چیز را به خطر انداختیم.
the climber risked a fall on the icy slope.
کوهنورد خطر افتادن در شیب یخی را به خطر انداخت.
they risked arrest to protest the government's policies.
آنها برای اعتراض به سیاست های دولت، خطر دستگیری را به جان خریدند.
he risked offending her by disagreeing with her opinion.
او با مخالفت با نظرش، خطر ناراحت کردن او را به جان خرید.
the surgeon risked infection during the complex operation.
جراح خطر ابتلا به عفونت را در طول عمل جراحی پیچیده به جان خرید.
the investor risked a significant amount of capital.
سرمایه گذار خطر سرمایه گذاری مبلغ قابل توجهی را به جان خرید.
she risked being late for the meeting.
او خطر دیر رسیدن به جلسه را به جان خرید.
he risked a penalty by making a reckless tackle.
او با انجام تکل خطرناک، خطر جریمه شدن را به جان خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید