risked

[ایالات متحده]/[rɪst]/
[بریتانیا]/[rɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته فعل از risk) قرار دادن چیزی یا کسی در معرض خطر؛ در معرض خطر یا از دست دادن قرار دادن؛ خطر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

risked it all

همه چیز را به خطر انداخت

risked everything

همه چیز را به خطر انداخت

risking life

جان را به خطر انداختن

risked a chance

شانس را به خطر انداخت

risked failure

شکست را به خطر انداخت

risked arrest

دستگیری را به خطر انداخت

risked losing

باختن را به خطر انداخت

risked time

زمان را به خطر انداخت

risked safety

ایمنی را به خطر انداخت

risked a lot

خیلی چیزها را به خطر انداخت

جملات نمونه

the company risked a lot on the new product launch.

شرکت خطر زیادی را در راه اندازی محصول جدید متحمل شد.

he risked his career to expose the corruption.

او برای افشای فساد، شغل خود را به خطر انداخت.

she risked her life to save the child from the fire.

او برای نجات کودک از آتش جان خود را به خطر انداخت.

we risked everything for a chance at happiness.

ما برای فرصتی برای خوشبختی، همه چیز را به خطر انداختیم.

the climber risked a fall on the icy slope.

کوهنورد خطر افتادن در شیب یخی را به خطر انداخت.

they risked arrest to protest the government's policies.

آنها برای اعتراض به سیاست های دولت، خطر دستگیری را به جان خریدند.

he risked offending her by disagreeing with her opinion.

او با مخالفت با نظرش، خطر ناراحت کردن او را به جان خرید.

the surgeon risked infection during the complex operation.

جراح خطر ابتلا به عفونت را در طول عمل جراحی پیچیده به جان خرید.

the investor risked a significant amount of capital.

سرمایه گذار خطر سرمایه گذاری مبلغ قابل توجهی را به جان خرید.

she risked being late for the meeting.

او خطر دیر رسیدن به جلسه را به جان خرید.

he risked a penalty by making a reckless tackle.

او با انجام تکل خطرناک، خطر جریمه شدن را به جان خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید