gambled

[ایالات متحده]/ˈɡæmbəld/
[بریتانیا]/ˈɡæmbəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل gamble

عبارات و ترکیب‌ها

gambled away

قمار کرد و همه چیز را از دست داد

gambled on

برای قمار کردن

gambled big

با مبلغ زیادی قمار کرد

gambled everything

همه چیز را قمار کرد

gambled hard

سخت قمار کرد

gambled recklessly

بی‌احتیاطانه قمار کرد

gambled twice

دو بار قمار کرد

gambled last

آخرین بار قمار کرد

gambled lightly

به‌طور سطحی قمار کرد

gambled often

اغراقاً قمار کرد

جملات نمونه

he gambled away all his savings in one night.

او تمام پس انداز خود را در یک شب به قمار باخت.

they gambled on the outcome of the game.

آنها روی نتیجه بازی شرط بستند.

she regretted that she had gambled on a risky investment.

او پشیمان بود که روی یک سرمایه گذاری پرخطر شرط بسته بود.

he often gambled at the local casino.

او اغلب در کازینوی محلی قمار می کرد.

they gambled their future on a single bet.

آنها آینده خود را روی یک شرط واحد به خطر انداختند.

she gambled with her health by not sleeping enough.

او با کم خوابی، سلامتی خود را به خطر انداخت.

he gambled on the stock market and lost a lot.

او در بازار سهام شرط بست و مقدار زیادی را از دست داد.

they gambled that the weather would be clear for the event.

آنها شرط بستند که هوا برای رویداد صاف خواهد بود.

she never gambled on anything that could affect her family.

او هرگز روی چیزی که می تواند بر خانواده اش تأثیر بگذارد شرط نمی بست.

he felt lucky and gambled on a long shot.

او احساس خوش شانسی کرد و روی یک شانس بلند شرط بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید