riskily invested
سرمایهگذاری پرخطر
riskily undertaken
انجام پرخطر
riskily pursued
دنبال کردن پرخطر
riskily managed
مدیریت پرخطر
riskily designed
طراحی پرخطر
riskily planned
برنامهریزی پرخطر
riskily operated
اجرای پرخطر
riskily ventured
ماجراجویی پرخطر
riskily traded
معامله پرخطر
riskily positioned
موقعیتگیری پرخطر
he invested riskily in the stock market.
او به طور خطرناک در بازار سهام سرمایه گذاری کرد.
she traveled riskily through the war zone.
او به طور خطرناک از طریق منطقه جنگی سفر کرد.
they riskily decided to start a new business.
آنها به طور خطرناک تصمیم گرفتند یک کسب و کار جدید راه اندازی کنند.
he spoke riskily during the meeting.
او به طور خطرناک در طول جلسه صحبت کرد.
she riskily ignored the safety warnings.
او به طور خطرناک هشدارهای ایمنی را نادیده گرفت.
they riskily crossed the busy street.
آنها به طور خطرناک از خیابان شلوغ عبور کردند.
he riskily shared his personal information online.
او به طور خطرناک اطلاعات شخصی خود را به صورت آنلاین به اشتراک گذاشت.
she riskily took on the dangerous project.
او به طور خطرناک پروژه خطرناک را بر عهده گرفت.
they riskily engaged in extreme sports.
آنها به طور خطرناک در ورزش های شدید شرکت کردند.
he riskily bet all his savings on the game.
او به طور خطرناک تمام پس انداز خود را روی بازی شرط بندی کرد.
riskily invested
سرمایهگذاری پرخطر
riskily undertaken
انجام پرخطر
riskily pursued
دنبال کردن پرخطر
riskily managed
مدیریت پرخطر
riskily designed
طراحی پرخطر
riskily planned
برنامهریزی پرخطر
riskily operated
اجرای پرخطر
riskily ventured
ماجراجویی پرخطر
riskily traded
معامله پرخطر
riskily positioned
موقعیتگیری پرخطر
he invested riskily in the stock market.
او به طور خطرناک در بازار سهام سرمایه گذاری کرد.
she traveled riskily through the war zone.
او به طور خطرناک از طریق منطقه جنگی سفر کرد.
they riskily decided to start a new business.
آنها به طور خطرناک تصمیم گرفتند یک کسب و کار جدید راه اندازی کنند.
he spoke riskily during the meeting.
او به طور خطرناک در طول جلسه صحبت کرد.
she riskily ignored the safety warnings.
او به طور خطرناک هشدارهای ایمنی را نادیده گرفت.
they riskily crossed the busy street.
آنها به طور خطرناک از خیابان شلوغ عبور کردند.
he riskily shared his personal information online.
او به طور خطرناک اطلاعات شخصی خود را به صورت آنلاین به اشتراک گذاشت.
she riskily took on the dangerous project.
او به طور خطرناک پروژه خطرناک را بر عهده گرفت.
they riskily engaged in extreme sports.
آنها به طور خطرناک در ورزش های شدید شرکت کردند.
he riskily bet all his savings on the game.
او به طور خطرناک تمام پس انداز خود را روی بازی شرط بندی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید