riskily

[ایالات متحده]/ˈrɪskɪli/
[بریتانیا]/ˈrɪskɪli/

ترجمه

adv. به روشی که شامل خطر یا ریسک باشد

عبارات و ترکیب‌ها

riskily invested

سرمایه‌گذاری پرخطر

riskily undertaken

انجام پرخطر

riskily pursued

دنبال کردن پرخطر

riskily managed

مدیریت پرخطر

riskily designed

طراحی پرخطر

riskily planned

برنامه‌ریزی پرخطر

riskily operated

اجرای پرخطر

riskily ventured

ماجراجویی پرخطر

riskily traded

معامله پرخطر

riskily positioned

موقعیت‌گیری پرخطر

جملات نمونه

he invested riskily in the stock market.

او به طور خطرناک در بازار سهام سرمایه گذاری کرد.

she traveled riskily through the war zone.

او به طور خطرناک از طریق منطقه جنگی سفر کرد.

they riskily decided to start a new business.

آنها به طور خطرناک تصمیم گرفتند یک کسب و کار جدید راه اندازی کنند.

he spoke riskily during the meeting.

او به طور خطرناک در طول جلسه صحبت کرد.

she riskily ignored the safety warnings.

او به طور خطرناک هشدارهای ایمنی را نادیده گرفت.

they riskily crossed the busy street.

آنها به طور خطرناک از خیابان شلوغ عبور کردند.

he riskily shared his personal information online.

او به طور خطرناک اطلاعات شخصی خود را به صورت آنلاین به اشتراک گذاشت.

she riskily took on the dangerous project.

او به طور خطرناک پروژه خطرناک را بر عهده گرفت.

they riskily engaged in extreme sports.

آنها به طور خطرناک در ورزش های شدید شرکت کردند.

he riskily bet all his savings on the game.

او به طور خطرناک تمام پس انداز خود را روی بازی شرط بندی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید