roadways

[ایالات متحده]/ˈrəʊdweɪz/
[بریتانیا]/ˈroʊdweɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطوح یا مسیرهایی برای حرکت وسایل نقلیه؛ خطوط یا مسیرهایی برای ترافیک

عبارات و ترکیب‌ها

main roadways

جاده‌های اصلی

local roadways

جاده‌های محلی

urban roadways

جاده‌های شهری

paved roadways

جاده‌های آسفالتی

highway roadways

جاده‌های بزرگراه

rural roadways

جاده‌های روستایی

traffic roadways

جاده‌های ترافیکی

public roadways

جاده‌های عمومی

safe roadways

جاده‌های ایمن

connected roadways

جاده‌های متصل

جملات نمونه

roadways are essential for transportation.

جاده‌ها برای حمل و نقل ضروری هستند.

many roadways are undergoing maintenance this summer.

بسیاری از جاده‌ها در این تابستان در حال تعمیر هستند.

roadways can be dangerous during heavy rain.

جاده‌ها در هنگام باران شدید می‌توانند خطرناک باشند.

new roadways are being constructed to reduce traffic congestion.

جاده‌های جدید در حال ساخت هستند تا از ترافیک جلوگیری کنند.

roadways connect different cities and towns.

جاده‌ها شهرها و شهرک‌های مختلف را به هم متصل می‌کنند.

improving roadways can enhance economic growth.

بهبود جاده‌ها می‌تواند باعث رشد اقتصادی شود.

roadways are often lined with trees for aesthetics.

جاده‌ها اغلب به دلیل زیبایی از درختان پوشیده شده‌اند.

safety measures are crucial on busy roadways.

اقدامات ایمنی در جاده‌های شلوغ بسیار مهم هستند.

roadways can be affected by weather conditions.

جاده‌ها می‌توانند تحت تأثیر شرایط آب و هوایی قرار گیرند.

many roadways have bike lanes for cyclists.

بسیاری از جاده‌ها دارای مسیرهای دوچرخه سواری برای دوچرخه سواران هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید