he gave her a roguish smile.
او با لبخند شیطنتآمیزی به او نگاه کرد.
he led a roguish and uncertain existence.
او زندگی پر فراس و نشوسته و مرموزی داشت.
Set adrift by his roguish crew, the captain of the ship spent a week alone at sea.
با خدمه متقلب خود، کاپیتان کشتی یک هفته را به تنهایی در دریا گذراند.
He had a roguish smile on his face.
او با لبخند شیطنتآمیزی روی صورتش داشت.
The roguish boy played a prank on his classmates.
پسر شیطان یک شوخی با همکلاسیهایش انجام داد.
She was charmed by his roguish charm.
او از جذابیت شیطنتآمیز او مجذوب شد.
The roguish character in the movie was a fan favorite.
شخصیت شیطان فیلم مورد علاقه طرفداران بود.
His roguish behavior often got him into trouble.
رفتار شیطنتآمیز او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش میشد.
The roguish pirate captain led his crew on daring adventures.
کاپیتان دزدان دریایی شیطان خدمهاش را در ماجراجوییهای جسورانه هدایت میکرد.
She couldn't resist his roguish charm.
او نمیتوانست در برابر جذابیت شیطنتآمیز او مقاومت کند.
The roguish glint in his eyes hinted at mischief.
درخشش شیطنتآمیز در چشمانش نشاندهنده شیطنت بود.
Despite his roguish ways, he had a kind heart.
با وجود روشهای شیطنتآمیزش، او قلبی مهربان داشت.
The roguish character in the play added comic relief.
شخصیت شیطان نمایش، تسکیندهنده خندهدار را اضافه کرد.
he gave her a roguish smile.
او با لبخند شیطنتآمیزی به او نگاه کرد.
he led a roguish and uncertain existence.
او زندگی پر فراس و نشوسته و مرموزی داشت.
Set adrift by his roguish crew, the captain of the ship spent a week alone at sea.
با خدمه متقلب خود، کاپیتان کشتی یک هفته را به تنهایی در دریا گذراند.
He had a roguish smile on his face.
او با لبخند شیطنتآمیزی روی صورتش داشت.
The roguish boy played a prank on his classmates.
پسر شیطان یک شوخی با همکلاسیهایش انجام داد.
She was charmed by his roguish charm.
او از جذابیت شیطنتآمیز او مجذوب شد.
The roguish character in the movie was a fan favorite.
شخصیت شیطان فیلم مورد علاقه طرفداران بود.
His roguish behavior often got him into trouble.
رفتار شیطنتآمیز او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش میشد.
The roguish pirate captain led his crew on daring adventures.
کاپیتان دزدان دریایی شیطان خدمهاش را در ماجراجوییهای جسورانه هدایت میکرد.
She couldn't resist his roguish charm.
او نمیتوانست در برابر جذابیت شیطنتآمیز او مقاومت کند.
The roguish glint in his eyes hinted at mischief.
درخشش شیطنتآمیز در چشمانش نشاندهنده شیطنت بود.
Despite his roguish ways, he had a kind heart.
با وجود روشهای شیطنتآمیزش، او قلبی مهربان داشت.
The roguish character in the play added comic relief.
شخصیت شیطان نمایش، تسکیندهنده خندهدار را اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید