romanticists

[ایالات متحده]/rəʊˈmæntɪsɪst/
[بریتانیا]/roʊˈmæntɪsɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از رمانتیسم حمایت می‌کند یا آن را عمل می‌کند؛ نویسنده یا هنرمند جنبش رمانتیک

عبارات و ترکیب‌ها

romanticist poet

شاعر رمانتیک

romanticist movement

جنبش رمانتیک

romanticist ideals

آرمان‌های رمانتیک

romanticist artist

هنرمند رمانتیک

romanticist literature

ادبیات رمانتیک

romanticist philosophy

فلسفه رمانتیک

romanticist style

سبک رمانتیک

romanticist themes

مضامین رمانتیک

romanticist expression

ابراز رمانتیک

romanticist influences

تاثیرات رمانتیک

جملات نمونه

the romanticist movement influenced many artists.

جنبش رمانتیک بر بسیاری از هنرمندان تأثیر گذاشت.

she considers herself a romanticist at heart.

او خود را از صمیم قلب یک رمانتیک می‌داند.

the romanticist view of nature is captivating.

دیدگاه رمانتیک در مورد طبیعت جذاب است.

many romanticists celebrated individualism and emotion.

بسیاری از رمانتیک‌ها فردگرایی و احساسات را جشن گرفتند.

his poetry reflects the ideals of a romanticist.

شعر او بازتابی از آرمان‌های یک رمانتیک است.

romanticists often sought inspiration from the past.

رمانتیک‌ها اغلب به دنبال الهام از گذشته بودند.

the romanticist style is characterized by its emphasis on emotion.

سبک رمانتیک با تأکید بر احساسات مشخص می‌شود.

she admires the works of famous romanticists.

او آثار رمانتیک‌های مشهور را تحسین می‌کند.

romanticists believed in the power of imagination.

رمانتیک‌ها به قدرت تخیل اعتقاد داشتند.

he wrote a novel inspired by romanticist themes.

او رمانی با الهام از مضامین رمانتیک نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید