roofed

[ایالات متحده]/ruːft/
[بریتانیا]/ruːft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای سقف

عبارات و ترکیب‌ها

roofed area

فضای پوشیده

roofed structure

ساختار پوشیده

roofed patio

حیاط پوشیده

roofed space

فضای پوشیده

roofed terrace

تراس پوشیده

roofed garden

باغ پوشیده

roofed walkway

مسیر پوشیده

roofed entrance

ورودی پوشیده

roofed pavilion

تالار پوشیده

roofed deck

عرشه پوشیده

جملات نمونه

the house is beautifully roofed with tiles.

خانه به زیبایی با کاشی‌ها پوشش داده شده است.

they roofed the gazebo with thatch.

آنها سایبان را با پوشال پوشاندند.

the barn was recently roofed to prevent leaks.

برای جلوگیری از نشت، دامداری اخیراً پوشش داده شد.

we roofed the patio to enjoy it year-round.

ما پاسیو را پوشش دادیم تا بتوانیم از آن در طول سال لذت ببریم.

the new office building is roofed with solar panels.

ساختمان اداری جدید با پنل‌های خورشیدی پوشش داده شده است.

they decided to have a roofed extension added to their home.

آنها تصمیم گرفتند یک الحاقه‌پوشیده به خانه‌شان اضافه کنند.

the playground is roofed to protect children from the sun.

زمین بازی برای محافظت از کودکان در برابر نور خورشید پوشش داده شده است.

the old church is still roofed with its original shingles.

کلیسای قدیمی هنوز با لایه‌های اصلی خود پوشیده شده است.

they roofed the deck to create a shaded area.

آنها عرشه را پوشاندند تا یک فضای سایه‌دار ایجاد کنند.

the cabin is roofed with logs for a rustic look.

کلبه با چوب برای ظاهری روستایی پوشیده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید