rotisserie

[ایالات متحده]/rəʊˈtɪs.ər.i/
[بریتانیا]/roʊˈtɪs.ɪr.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رستورانی یا مغازه‌ای که در کباب‌پزی تخصص دارد; دستگاهی برای پختن گوشت با چرخاندن آن بر روی منبع حرارت; نوعی گریل برقی برای کباب‌پزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rotisserie chicken

مرغ بریان

rotisserie grill

باربکیوی گردان

rotisserie oven

فر گردان

rotisserie beef

گوشت گاو بریان

rotisserie pork

گوشت خوک بریان

rotisserie style

سبک گردان

rotisserie sauce

سس گردان

rotisserie seasoning

طعم‌دهنده گردان

rotisserie platter

سینی گردان

rotisserie vegetables

سبزیجات گردان

جملات نمونه

we decided to buy a rotisserie chicken for dinner.

ما تصمیم گرفتیم برای شام یک مرغ بریانی بخریم.

the rotisserie in the restaurant was busy all evening.

بریانی در رستوران در تمام طول شب شلوغ بود.

she loves the flavor of rotisserie meats.

او طعم گوشت بریانی را دوست دارد.

he cooked a delicious rotisserie chicken for the family.

او یک مرغ بریانی خوشمزه برای خانواده پخت.

the local grocery store has a great selection of rotisserie options.

فروشگاه مواد غذایی محلی گزینه های بریانی خوبی دارد.

we often enjoy rotisserie pork for our weekend meals.

ما اغلب از گوشت بریانی برای وعده های آخر هفته خود لذت می بریم.

rotisserie cooking is a popular method for preparing meats.

پخت بریانی یک روش محبوب برای تهیه گوشت است.

they served rotisserie chicken with a side of vegetables.

آنها مرغ بریانی را با یک طرف سبزیجات سرو کردند.

he bought a rotisserie grill to use in his backyard.

او یک گریل بریانی خرید تا در حیاط پشتی خود از آن استفاده کند.

at the fair, we found a stall selling rotisserie lamb.

در نمایشگاه، ما یک غرفه که بریانی گوشت بره می فروخت پیدا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید