| جمع | rotisseries |
rotisserie chicken
مرغ بریان
rotisserie grill
باربکیوی گردان
rotisserie oven
فر گردان
rotisserie beef
گوشت گاو بریان
rotisserie pork
گوشت خوک بریان
rotisserie style
سبک گردان
rotisserie sauce
سس گردان
rotisserie seasoning
طعمدهنده گردان
rotisserie platter
سینی گردان
rotisserie vegetables
سبزیجات گردان
we decided to buy a rotisserie chicken for dinner.
ما تصمیم گرفتیم برای شام یک مرغ بریانی بخریم.
the rotisserie in the restaurant was busy all evening.
بریانی در رستوران در تمام طول شب شلوغ بود.
she loves the flavor of rotisserie meats.
او طعم گوشت بریانی را دوست دارد.
he cooked a delicious rotisserie chicken for the family.
او یک مرغ بریانی خوشمزه برای خانواده پخت.
the local grocery store has a great selection of rotisserie options.
فروشگاه مواد غذایی محلی گزینه های بریانی خوبی دارد.
we often enjoy rotisserie pork for our weekend meals.
ما اغلب از گوشت بریانی برای وعده های آخر هفته خود لذت می بریم.
rotisserie cooking is a popular method for preparing meats.
پخت بریانی یک روش محبوب برای تهیه گوشت است.
they served rotisserie chicken with a side of vegetables.
آنها مرغ بریانی را با یک طرف سبزیجات سرو کردند.
he bought a rotisserie grill to use in his backyard.
او یک گریل بریانی خرید تا در حیاط پشتی خود از آن استفاده کند.
at the fair, we found a stall selling rotisserie lamb.
در نمایشگاه، ما یک غرفه که بریانی گوشت بره می فروخت پیدا کردیم.
rotisserie chicken
مرغ بریان
rotisserie grill
باربکیوی گردان
rotisserie oven
فر گردان
rotisserie beef
گوشت گاو بریان
rotisserie pork
گوشت خوک بریان
rotisserie style
سبک گردان
rotisserie sauce
سس گردان
rotisserie seasoning
طعمدهنده گردان
rotisserie platter
سینی گردان
rotisserie vegetables
سبزیجات گردان
we decided to buy a rotisserie chicken for dinner.
ما تصمیم گرفتیم برای شام یک مرغ بریانی بخریم.
the rotisserie in the restaurant was busy all evening.
بریانی در رستوران در تمام طول شب شلوغ بود.
she loves the flavor of rotisserie meats.
او طعم گوشت بریانی را دوست دارد.
he cooked a delicious rotisserie chicken for the family.
او یک مرغ بریانی خوشمزه برای خانواده پخت.
the local grocery store has a great selection of rotisserie options.
فروشگاه مواد غذایی محلی گزینه های بریانی خوبی دارد.
we often enjoy rotisserie pork for our weekend meals.
ما اغلب از گوشت بریانی برای وعده های آخر هفته خود لذت می بریم.
rotisserie cooking is a popular method for preparing meats.
پخت بریانی یک روش محبوب برای تهیه گوشت است.
they served rotisserie chicken with a side of vegetables.
آنها مرغ بریانی را با یک طرف سبزیجات سرو کردند.
he bought a rotisserie grill to use in his backyard.
او یک گریل بریانی خرید تا در حیاط پشتی خود از آن استفاده کند.
at the fair, we found a stall selling rotisserie lamb.
در نمایشگاه، ما یک غرفه که بریانی گوشت بره می فروخت پیدا کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید