roves

[ایالات متحده]/rəʊvz/
[بریتانیا]/roʊvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور بی‌هدف پرسه زدن یا گشتن بدون مقصد مشخص؛ شناور شدن یا معلق بودن؛ به طور بی‌هدف گشتن؛ با چشم‌ها نگاه کردن یا بررسی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

roves freely

به‌طور آزادانه حرکت می‌کند

roves around

در اطراف حرکت می‌کند

roves wild

به‌طور وحشیانه حرکت می‌کند

roves aimlessly

بی‌هدف حرکت می‌کند

roves extensively

به‌طور گسترده حرکت می‌کند

roves far

دور حرکت می‌کند

roves locally

به‌طور محلی حرکت می‌کند

roves quietly

به‌طور آرام حرکت می‌کند

roves together

با هم حرکت می‌کند

جملات نمونه

the dog roves freely in the park.

سگ آزادانه در پارک پرسه می‌زند.

she roves through the city, exploring new places.

او در شهر پرسه می‌زند و مکان‌های جدید را کشف می‌کند.

the artist roves around for inspiration.

هنرمند به دنبال الهام در اطراف پرسه می‌زند.

he roves the internet for interesting articles.

او اینترنت را برای یافتن مقالات جالب پرسه می‌زند.

the cat roves the neighborhood, chasing after birds.

گربه در محله پرسه می‌زند و به دنبال پرندگان می‌دود.

they roves through the forest, enjoying nature.

آنها از طبیعت لذت می‌برند و در جنگل پرسه می‌زنند.

she roves from one job to another, seeking fulfillment.

او از یک شغل به شغل دیگر پرسه می‌زند و به دنبال کمال است.

the traveler roves across countries, learning about cultures.

سفر کننده در سراسر کشورها پرسه می‌زند و درباره فرهنگ‌ها یاد می‌گیرد.

he often roves around the local markets.

او اغلب در بازارهای محلی پرسه می‌زند.

as the sun sets, the fox roves through the fields.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، روباه در مزارع پرسه می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید