stays

[ایالات متحده]/[steɪz]/
[بریتانیا]/[steɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره زمانی سپری شده در مکانی
v. در یک مکان باقی بمانید؛ در یک حالت یا شرایط خاص باقی بمانید؛ به تعویق انداختن یا به تعویق انداختن
Word Forms
جمعstayss

عبارات و ترکیب‌ها

stays open

باز می‌ماند

stays the same

بدون تغییر می‌ماند

stays put

در جای خود باقی می‌ماند

staying here

اینجا می‌مانم

stays longer

طولانی‌تر می‌ماند

stayed up

بیدار ماندم

stays with

کنار می‌ماند

stays cool

خنک می‌ماند

stays healthy

سالم می‌ماند

stayed home

در خانه ماندم

جملات نمونه

the hotel stays open late.

هتل تا دیر وقت باز می‌ماند.

he stays with his family during the holidays.

او در تعطیلات با خانواده‌اش می‌ماند.

the memory stays with me forever.

آن خاطره برای همیشه با من می‌ماند.

she stays focused on her goals.

او بر روی اهداف خود متمرکز می‌ماند.

the paint stays wet for hours.

رنگ برای ساعت‌ها خیس می‌ماند.

he stays calm under pressure.

او تحت فشار آرام می‌ماند.

the price stays the same.

قیمت همان‌طور می‌ماند.

the food stays fresh in the fridge.

غذا در یخچال تازه می‌ماند.

she stays up late reading.

او تا دیر وقت بیدار می‌ماند و مطالعه می‌کند.

he stays in touch with old friends.

او با دوستان قدیمی در ارتباط می‌ماند.

the problem stays unresolved.

مشکل حل نشده باقی می‌ماند.

the house stays warm with the fireplace.

خانه با شومینه گرم می‌ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید