rubdown

[ایالات متحده]/ˈrʌbdaʊn/
[بریتانیا]/ˈrʌbˌdaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطکاک یا ماساژ بدن؛ پاک کردن بدن، ماساژ، صاف کردن، جلا دادن
Word Forms
جمعrubdowns

عبارات و ترکیب‌ها

full rubdown

ماساژ کامل

back rubdown

ماساژ پشت

quick rubdown

ماساژ سریع

hot rubdown

ماساژ داغ

gentle rubdown

ماساژ ملایم

oil rubdown

ماساژ با روغن

sports rubdown

ماساژ ورزشی

massage rubdown

ماساژ ماساژ

therapeutic rubdown

ماساژ درمانی

relaxing rubdown

ماساژ آرامش‌بخش

جملات نمونه

after the game, the athlete received a rubdown from the trainer.

بعد از مسابقه، ورزشکار از مربی ماساژ گرفت.

a good rubdown can help relieve muscle tension.

ماساژ خوب می‌تواند به کاهش تنش عضلانی کمک کند.

she enjoyed a relaxing rubdown at the spa.

او از یک ماساژ آرام‌بخش در اسپا لذت برد.

the massage therapist gave him a thorough rubdown.

ماساژور یک ماساژ کامل به او داد.

he often schedules a rubdown after long workouts.

او اغلب بعد از تمرینات طولانی یک ماساژ را برنامه ریزی می‌کند.

she believes a daily rubdown improves her circulation.

او معتقد است که ماساژ روزانه باعث بهبود گردش خون او می‌شود.

many athletes swear by a pre-game rubdown.

بسیاری از ورزشکاران طرفدار ماساژ قبل از مسابقه هستند.

he learned various techniques for giving a proper rubdown.

او تکنیک‌های مختلف برای انجام یک ماساژ مناسب را یاد گرفت.

after the long hike, a rubdown was exactly what she needed.

بعد از پیاده‌روی طولانی، ماساژ دقیقا همان چیزی بود که او نیاز داشت.

the coach recommended a rubdown to prevent injuries.

مربی ماساژ را برای جلوگیری از آسیب‌دیدگی توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید