| جمع | rubdowns |
full rubdown
ماساژ کامل
back rubdown
ماساژ پشت
quick rubdown
ماساژ سریع
hot rubdown
ماساژ داغ
gentle rubdown
ماساژ ملایم
oil rubdown
ماساژ با روغن
sports rubdown
ماساژ ورزشی
massage rubdown
ماساژ ماساژ
therapeutic rubdown
ماساژ درمانی
relaxing rubdown
ماساژ آرامشبخش
after the game, the athlete received a rubdown from the trainer.
بعد از مسابقه، ورزشکار از مربی ماساژ گرفت.
a good rubdown can help relieve muscle tension.
ماساژ خوب میتواند به کاهش تنش عضلانی کمک کند.
she enjoyed a relaxing rubdown at the spa.
او از یک ماساژ آرامبخش در اسپا لذت برد.
the massage therapist gave him a thorough rubdown.
ماساژور یک ماساژ کامل به او داد.
he often schedules a rubdown after long workouts.
او اغلب بعد از تمرینات طولانی یک ماساژ را برنامه ریزی میکند.
she believes a daily rubdown improves her circulation.
او معتقد است که ماساژ روزانه باعث بهبود گردش خون او میشود.
many athletes swear by a pre-game rubdown.
بسیاری از ورزشکاران طرفدار ماساژ قبل از مسابقه هستند.
he learned various techniques for giving a proper rubdown.
او تکنیکهای مختلف برای انجام یک ماساژ مناسب را یاد گرفت.
after the long hike, a rubdown was exactly what she needed.
بعد از پیادهروی طولانی، ماساژ دقیقا همان چیزی بود که او نیاز داشت.
the coach recommended a rubdown to prevent injuries.
مربی ماساژ را برای جلوگیری از آسیبدیدگی توصیه کرد.
full rubdown
ماساژ کامل
back rubdown
ماساژ پشت
quick rubdown
ماساژ سریع
hot rubdown
ماساژ داغ
gentle rubdown
ماساژ ملایم
oil rubdown
ماساژ با روغن
sports rubdown
ماساژ ورزشی
massage rubdown
ماساژ ماساژ
therapeutic rubdown
ماساژ درمانی
relaxing rubdown
ماساژ آرامشبخش
after the game, the athlete received a rubdown from the trainer.
بعد از مسابقه، ورزشکار از مربی ماساژ گرفت.
a good rubdown can help relieve muscle tension.
ماساژ خوب میتواند به کاهش تنش عضلانی کمک کند.
she enjoyed a relaxing rubdown at the spa.
او از یک ماساژ آرامبخش در اسپا لذت برد.
the massage therapist gave him a thorough rubdown.
ماساژور یک ماساژ کامل به او داد.
he often schedules a rubdown after long workouts.
او اغلب بعد از تمرینات طولانی یک ماساژ را برنامه ریزی میکند.
she believes a daily rubdown improves her circulation.
او معتقد است که ماساژ روزانه باعث بهبود گردش خون او میشود.
many athletes swear by a pre-game rubdown.
بسیاری از ورزشکاران طرفدار ماساژ قبل از مسابقه هستند.
he learned various techniques for giving a proper rubdown.
او تکنیکهای مختلف برای انجام یک ماساژ مناسب را یاد گرفت.
after the long hike, a rubdown was exactly what she needed.
بعد از پیادهروی طولانی، ماساژ دقیقا همان چیزی بود که او نیاز داشت.
the coach recommended a rubdown to prevent injuries.
مربی ماساژ را برای جلوگیری از آسیبدیدگی توصیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید