rulers

[ایالات متحده]/ˈruːləz/
[بریتانیا]/ˈruːlərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع حاکم; یک خط اندازه‌گیری مستقیم; کسانی که کنترل یا حکومت را اعمال می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

world rulers

حاکمان جهان

ancient rulers

حاکمان باستانی

local rulers

حاکمان محلی

absolute rulers

حاکمان مطلق

tyrannical rulers

حاکمان مستبد

female rulers

حاکمان زن

historical rulers

حاکمان تاریخی

benevolent rulers

حاکمان خیرخواه

regional rulers

حاکمان منطقه‌ای

monarch rulers

حاکمان سلطنتی

جملات نمونه

the rulers of the nation met to discuss new policies.

حاکمان کشور برای بحث در مورد سیاست‌های جدید گرد هم آمدند.

ancient rulers often built grand monuments to display their power.

حاکمان باستانی اغلب بناهای باشکوهی برای نشان دادن قدرت خود ساختند.

rulers must consider the needs of their people.

حاکمان باید نیازهای مردم خود را در نظر بگیرند.

the rulers of the empire expanded their territory through conquest.

حاکمان امپراتوری از طریق فتح قلمرو خود را گسترش دادند.

good rulers listen to the advice of their advisors.

حاکمان خوب به نصیحت مشاوران خود گوش می‌دهند.

many rulers have faced challenges during their reigns.

حاکمان زیادی در طول حکومت خود با چالش‌ها روبرو شده‌اند.

rulers are often judged by their ability to maintain peace.

حاکمان اغلب بر اساس توانایی آنها در حفظ صلح قضاوت می‌شوند.

some rulers implemented reforms to improve their countries.

برخی از حاکمان برای بهبود کشورشان اصلاحاتی انجام دادند.

rulers throughout history have influenced the course of events.

حاکمان در طول تاریخ بر سیر رویدادها تأثیر گذاشته‌اند.

rulers should strive for justice and equality.

حاکمان باید برای عدالت و برابری تلاش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید