russeted apple
سیب چروکیده
russeted potato
سیب زمینی چروکیده
russeted skin
پوست چروکیده
russeted appearance
appearan چروکیده
russeted hue
رنگ چروکیده
russeted fruit
میوه چروکیده
russeted tones
نبرد چروکیده
russeted color
رنگ چروکیده
the russeted apple had a sweet, crisp flavor that reminded her of autumn.
سیب گیاهی که رنگ آن زرد مایل به قهوه ای شده بود، مزه شیرین و تازه ای داشت که او را به پاییز یادآوری می کرد.
he preferred wearing russet leather boots during the hiking season.
او بیشتر دوست داشت در فصل تفریغ، از کفش های چرمی با رنگ زرد مایل به قهوه ای استفاده کند.
the russet potatoes were roasted to perfection in the oven.
سیب زمینی های گیاهی در فر به طور کامل پеченه شدند.
she admired the russet tones of the sunset over the hills.
او رنگ های زرد مایل به قهوه ای غروب خورشید روی کوه ها را دوست داشت.
the old manuscript had pages with a beautiful russet coloring.
کتاب قدیمی صفحاتی داشت که رنگ آن زرد مایل به قهوه ای زیبایی داشت.
the farmer surveyed his russet fields of wheat stretching to the horizon.
کشاورز زمین های گیاهی خود را که تا افق امتداد می یافتند، بررسی کرد.
her child's hair had a natural russet tint that caught the sunlight.
موی فرزندش رنگ زرد مایل به قهوه ای طبیعی داشت که نور خورشید را جذب می کرد.
the garden was carpeted with russet leaves as autumn deepened.
به تدریج پاییز، باغ با برگ های زرد مایل به قهوه ای پوشیده شد.
the distant mountains were bathed in a warm russet glow at dusk.
کوه های دور در نزدیکی غروب خورشید در یک نور گرم زرد مایل به قهوه ای غوطه ور شدند.
the horse stood quietly in the russet hue of the evening light.
اسب به طور آرام در نور زرد مایل به قهوه ای شب ایستاد.
the market vendor arranged the russet produce in attractive displays.
فروشنده بازار محصولات زرد مایل به قهوه ای را در نمایش های جذاب تنظیم کرد.
with the arrival of autumn, the forest transformed into a russet wonderland.
با آمدن پاییز، جنگل به یک دنیای زرد مایل به قهوه ای تبدیل شد.
russeted apple
سیب چروکیده
russeted potato
سیب زمینی چروکیده
russeted skin
پوست چروکیده
russeted appearance
appearan چروکیده
russeted hue
رنگ چروکیده
russeted fruit
میوه چروکیده
russeted tones
نبرد چروکیده
russeted color
رنگ چروکیده
the russeted apple had a sweet, crisp flavor that reminded her of autumn.
سیب گیاهی که رنگ آن زرد مایل به قهوه ای شده بود، مزه شیرین و تازه ای داشت که او را به پاییز یادآوری می کرد.
he preferred wearing russet leather boots during the hiking season.
او بیشتر دوست داشت در فصل تفریغ، از کفش های چرمی با رنگ زرد مایل به قهوه ای استفاده کند.
the russet potatoes were roasted to perfection in the oven.
سیب زمینی های گیاهی در فر به طور کامل پеченه شدند.
she admired the russet tones of the sunset over the hills.
او رنگ های زرد مایل به قهوه ای غروب خورشید روی کوه ها را دوست داشت.
the old manuscript had pages with a beautiful russet coloring.
کتاب قدیمی صفحاتی داشت که رنگ آن زرد مایل به قهوه ای زیبایی داشت.
the farmer surveyed his russet fields of wheat stretching to the horizon.
کشاورز زمین های گیاهی خود را که تا افق امتداد می یافتند، بررسی کرد.
her child's hair had a natural russet tint that caught the sunlight.
موی فرزندش رنگ زرد مایل به قهوه ای طبیعی داشت که نور خورشید را جذب می کرد.
the garden was carpeted with russet leaves as autumn deepened.
به تدریج پاییز، باغ با برگ های زرد مایل به قهوه ای پوشیده شد.
the distant mountains were bathed in a warm russet glow at dusk.
کوه های دور در نزدیکی غروب خورشید در یک نور گرم زرد مایل به قهوه ای غوطه ور شدند.
the horse stood quietly in the russet hue of the evening light.
اسب به طور آرام در نور زرد مایل به قهوه ای شب ایستاد.
the market vendor arranged the russet produce in attractive displays.
فروشنده بازار محصولات زرد مایل به قهوه ای را در نمایش های جذاب تنظیم کرد.
with the arrival of autumn, the forest transformed into a russet wonderland.
با آمدن پاییز، جنگل به یک دنیای زرد مایل به قهوه ای تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید