rusted pipe
لوله زنگ زده
rusted metal
فلز زنگ زده
rusted car
ماشین زنگ زده
rusted tool
ابزار زنگ زده
rusted gate
درگاه زنگ زده
rusted chain
زنجیر زنگ زده
rusted surface
سطح زنگ زده
rusted fence
نرده زنگ زده
rusted bolt
پیچ زنگ زده
rusted roof
سقف زنگ زده
the old gate was rusted and barely opened.
در قدیمی زنگ زده بود و به سختی باز میشد.
he found a rusted bicycle in the shed.
او یک دوچرخه زنگ زده در انبار پیدا کرد.
the tools in the garage were all rusted.
تمام ابزارهای داخل گاراژ زنگ زده بودند.
she decided to repaint the rusted metal fence.
او تصمیم گرفت نرده فلزی زنگ زده را دوباره رنگ آمیزی کند.
the rusted pipes need to be replaced.
لوله های زنگ زده نیاز به تعویض دارند.
after years of neglect, the car became rusted.
پس از سالها بیتوجهی، ماشین زنگ زد.
they discovered a rusted treasure chest underwater.
آنها یک صندوق گنج زنگ زده را در زیر آب کشف کردند.
the rusted machinery was no longer functional.
ماشین آلات زنگ زده دیگر قابل استفاده نبودند.
he tried to fix the rusted hinges on the door.
او سعی کرد لولا های زنگ زده در را تعمیر کند.
the artist used rusted metal in her sculpture.
هنرمند از فلز زنگ زده در مجسمه خود استفاده کرد.
rusted pipe
لوله زنگ زده
rusted metal
فلز زنگ زده
rusted car
ماشین زنگ زده
rusted tool
ابزار زنگ زده
rusted gate
درگاه زنگ زده
rusted chain
زنجیر زنگ زده
rusted surface
سطح زنگ زده
rusted fence
نرده زنگ زده
rusted bolt
پیچ زنگ زده
rusted roof
سقف زنگ زده
the old gate was rusted and barely opened.
در قدیمی زنگ زده بود و به سختی باز میشد.
he found a rusted bicycle in the shed.
او یک دوچرخه زنگ زده در انبار پیدا کرد.
the tools in the garage were all rusted.
تمام ابزارهای داخل گاراژ زنگ زده بودند.
she decided to repaint the rusted metal fence.
او تصمیم گرفت نرده فلزی زنگ زده را دوباره رنگ آمیزی کند.
the rusted pipes need to be replaced.
لوله های زنگ زده نیاز به تعویض دارند.
after years of neglect, the car became rusted.
پس از سالها بیتوجهی، ماشین زنگ زد.
they discovered a rusted treasure chest underwater.
آنها یک صندوق گنج زنگ زده را در زیر آب کشف کردند.
the rusted machinery was no longer functional.
ماشین آلات زنگ زده دیگر قابل استفاده نبودند.
he tried to fix the rusted hinges on the door.
او سعی کرد لولا های زنگ زده در را تعمیر کند.
the artist used rusted metal in her sculpture.
هنرمند از فلز زنگ زده در مجسمه خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید