rusted

[ایالات متحده]/ˈrʌstɪd/
[بریتانیا]/ˈrʌstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشتهٔ نقلی rust

عبارات و ترکیب‌ها

rusted pipe

لوله زنگ زده

rusted metal

فلز زنگ زده

rusted car

ماشین زنگ زده

rusted tool

ابزار زنگ زده

rusted gate

درگاه زنگ زده

rusted chain

زنجیر زنگ زده

rusted surface

سطح زنگ زده

rusted fence

نرده زنگ زده

rusted bolt

پیچ زنگ زده

rusted roof

سقف زنگ زده

جملات نمونه

the old gate was rusted and barely opened.

در قدیمی زنگ زده بود و به سختی باز می‌شد.

he found a rusted bicycle in the shed.

او یک دوچرخه زنگ زده در انبار پیدا کرد.

the tools in the garage were all rusted.

تمام ابزارهای داخل گاراژ زنگ زده بودند.

she decided to repaint the rusted metal fence.

او تصمیم گرفت نرده فلزی زنگ زده را دوباره رنگ آمیزی کند.

the rusted pipes need to be replaced.

لوله های زنگ زده نیاز به تعویض دارند.

after years of neglect, the car became rusted.

پس از سال‌ها بی‌توجهی، ماشین زنگ زد.

they discovered a rusted treasure chest underwater.

آنها یک صندوق گنج زنگ زده را در زیر آب کشف کردند.

the rusted machinery was no longer functional.

ماشین آلات زنگ زده دیگر قابل استفاده نبودند.

he tried to fix the rusted hinges on the door.

او سعی کرد لولا های زنگ زده در را تعمیر کند.

the artist used rusted metal in her sculpture.

هنرمند از فلز زنگ زده در مجسمه خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید