sages

[ایالات متحده]/[ˈseɪdʒ]/
[بریتانیا]/[ˈseɪdʒ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردان خردمند؛ افرادی که به دلیل خردشان مشهورند؛ (جمع از sage) فردی خردمند و باتجربه، به ویژه فرد مسن‌تر؛ رهبر یا معلم خردمند و مورد احترام.

عبارات و ترکیب‌ها

wise sages

حکیمان خردمند

consulting sages

حکیمان مشاور

ancient sages

حکیمان باستانی

sages advised

حکیمان توصیه کردند

like sages

مثل حکیمان

sages taught

حکیمان آموزش دادند

renowned sages

حکیمان مشهور

following sages

دنبال کردن حکیمان

sages knew

حکیمان می‌دانستند

great sages

حکیمان بزرگ

جملات نمونه

ancient sages pondered the mysteries of the universe.

هوشمندان باستانی درباره اسرار جهان فکر می‌کردند.

the sages offered wisdom to those seeking guidance.

هوشمندان راهنمایی را به کسانی که به دنبال راهنمایی بودند، ارائه می‌دادند.

we studied the teachings of the sages for enlightenment.

ما برای روشنگری به آموزه‌های هوشمندان می‌پرداختیم.

the sages emphasized the importance of inner peace.

هوشمندان بر اهمیت آرامش درونی تاکید می‌کردند.

many cultures revere the wisdom of their sages.

فرهنگ‌های بسیاری به خرد هوشمندان خود احترام می‌گذارند.

the sages advocated for a life of virtue and simplicity.

هوشمندان از یک زندگی با فضیلت و سادگی حمایت می‌کردند.

the writings of the sages remain relevant today.

نوشته‌های هوشمندان هنوز هم امروز مرتبط هستند.

the sages often used parables to illustrate their points.

هوشمندان اغلب از داستان‌ها برای نشان دادن نکات خود استفاده می‌کردند.

the sages believed in the power of self-reflection.

هوشمندان به قدرت خودشناسی اعتقاد داشتند.

the sages’ insights shaped philosophical thought for centuries.

بینش‌های هوشمندان برای قرن‌ها تفکر فلسفی را شکل دادند.

the sages demonstrated the path to spiritual fulfillment.

هوشمندان مسیر رسیدن به کمال معنوی را نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید