unlearned

[ایالات متحده]/ʌn'lɜːnd/
[بریتانیا]/ʌn'lɝnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد آموزش یا دانش، غیر ماهر

n. افرادی که فاقد فرهنگ یا آموزش هستند

جملات نمونه

He was not unlearned in history.

او در تاریخ بی‌دانش نبود.

an unlearned group incapable of understanding complex issues;

یک گروه غیرآگاه که قادر به درک مسائل پیچیده نیست.

the unlearned responses of our inner world.

واکنش‌های بی‌دانش از دنیای درون ما.

Ian Stevenson, M.D., Unlearned Language -- New Studies in Xenoglossy, University Press of Virginia, Charlottesville, 1984.

ایان استیونسون، دکتر، زبان بی‌دانش -- مطالعات جدید در مورد زبان‌شناسی بیگانه، انتشارات دانشگاه ویرجینیا، شارلوتسویل، ۱۹۸۴.

She unlearned her old habits and adopted healthier ones.

او عادت‌های قدیمی خود را کنار گذاشت و عادت‌های سالم‌تری را به کار گرفت.

It's difficult to unlearn a language once you've become fluent in it.

پس از تسلط بر آن، فراموش کردن یک زبان دشوار است.

He unlearned his fear of public speaking through practice and exposure.

او ترس خود از صحبت کردن در جمع را از طریق تمرین و قرار گرفتن در معرض آن از بین برد.

The students unlearned their misconceptions about the topic after studying it in depth.

دانشجویان پس از مطالعه عمیق در مورد آن، تصورات نادرست خود را در مورد موضوع از بین بردند.

She unlearned the traditional methods and embraced new technology.

او روش‌های سنتی را کنار گذاشت و فناوری جدید را پذیرفت.

It's important to unlearn biases and stereotypes in order to promote diversity and inclusion.

برای ترویج تنوع و شمول، مهم است که تعصبات و کلیشه‌ها را کنار بگذاریم.

The coach helped the athlete unlearn bad techniques and relearn proper form.

مربی به ورزشکار کمک کرد تا تکنیک‌های بد را کنار بگذارد و فرم صحیح را دوباره یاد بگیرد.

Unlearning outdated information is crucial for staying relevant in a fast-changing industry.

فراموش کردن اطلاعات قدیمی برای مرتبط ماندن در یک صنعت در حال تغییر سریع بسیار مهم است.

The workshop focused on helping participants unlearn self-limiting beliefs and behaviors.

کارگاه آموزشی بر کمک به شرکت‌کنندگان برای کنار گذاشتن باورها و رفتارهای محدودکننده خود متمرکز بود.

He unlearned his impulsive reactions and learned to respond thoughtfully.

او واکنش‌های خود به طور خودکار را کنار گذاشت و یاد گرفت که با فکر کردن پاسخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید