elders

[ایالات متحده]/ˈɛldəz/
[بریتانیا]/ˈɛldərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع elder) اعضای ارشد در برخی از کلیساهای مسیحی؛ افراد بزرگتر؛ کسانی که از من بزرگترند؛ توت‌سفید؛ بزرگترها؛ افراد بزرگتر محترم

عبارات و ترکیب‌ها

honor elders

احترام به بزرگان

elders' wisdom

حکمت بزرگان

elders' advice

توصیه های بزرگان

elders' role

نقش بزرگان

elders' rights

حقوق بزرگان

elders' care

مراقبت از بزرگان

elders' support

حمایت از بزرگان

elders' respect

احترام به بزرگان

elders' community

جامعه بزرگان

elders' traditions

رسوم بزرگان

جملات نمونه

we should always respect our elders.

ما باید همیشه به بزرگترها احترام بگذاریم.

listening to the advice of elders is important.

گوش دادن به نصیحت بزرگان مهم است.

elders in our community are valued for their wisdom.

بزرگان جامعه ما به دلیل خردشان مورد احترام هستند.

children should learn from the experiences of their elders.

باید از تجربیات بزرگان خود درس بگیریم.

it is customary to greet elders with respect.

با احترام با بزرگان خوش آمدید.

elders often share stories that teach valuable lessons.

بزرگان اغلب داستان‌هایی را به اشتراک می‌گذارند که درس‌های ارزشمندی را آموزش می‌دهند.

helping elders in need is a sign of compassion.

کمک به بزرگان نیازمند نشانه ای از شفقت است.

many cultures have specific roles for elders in society.

فرهنگ‌های بسیاری نقش‌های خاصی برای بزرگان در جامعه دارند.

elders can provide guidance during difficult times.

بزرگان می‌توانند در زمان‌های سخت راهنمایی کنند.

celebrating the wisdom of elders is essential in our culture.

جشن گرفتن خرد بزرگان در فرهنگ ما ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید