salaried

[ایالات متحده]/'sælərɪd/
[بریتانیا]/'sælərɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دریافت حقوق؛ به طور منظم مبلغ ثابتی پول دریافت کردن
v. مبلغ ثابتی پول به (کسی) پرداخت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

salaried employee

کارمند با حقوق

salaried position

موقعیت شغلی با حقوق

جملات نمونه

he was in salaried employment.

او در مشاغل با حقوق ثابت مشغول به کار بود.

salaried workers; a stipendiary magistrate.

کارمندان با حقوق ثابت؛ یک مقام قضایی.

The recent rise in prices there tells heavily on low-salaried employees.

افزایش اخیر قیمت‌ها در آنجا تأثیر زیادی بر روی کارمندان با حقوق پایین دارد.

salaried workers are entitled to certain benefits

کارمندان با حقوق ثابت به مزایای خاصی واجد شرایط هستند.

she is a salaried employee at the company

او یک کارمند با حقوق ثابت در شرکت است.

the company offers salaried positions with competitive pay

شرکت مشاغل با حقوق ثابت با حقوق رقابتی ارائه می‌دهد.

he transitioned from hourly to salaried work

او از کار ساعتی به کار با حقوق ثابت تغییر وضعیت داد.

نمونه‌های واقعی

Some are salaried, while others rely on ad-hoc income.

برخی حقوق‌بگیر هستند، در حالی که برخی دیگر به درآمد موردی متکی هستند.

منبع: BBC Reading Selection

Only seven percent of full-time salaried workers are eligible for overtime based on their income.

فقط هفت درصد از کارمندان تمام وقت با حقوق ثابت واجد شرایط دریافت اضافه کاری بر اساس درآمد خود هستند.

منبع: Obama's weekly television address.

So you see Netflix offered salaried workers up to a year of paid leave, and meta.

همانطور که می‌بینید، نتفلیکس به کارمندان با حقوق ثابت تا یک سال مرخصی با حقوق پیشنهاد داد و متا.

منبع: Harvard Business Review

Moreover, the pressure to perform at one's peak is much higher than the salaried employee at an agency.

علاوه بر این، فشار برای عملکرد در بالاترین سطح بسیار بیشتر از کارمند با حقوق ثابت در یک آژانس است.

منبع: The 7 Major Disruptive Business Models Worldwide: Influencer Economy

As a reward, Conyers gave her a salaried position in his office, one she kept right up until her retirement.

به عنوان پاداش، کانیرز یک موقعیت حقوق‌بگیر در دفترش به او داد، موقعیتی که تا زمان بازنشستگی حفظ کرد.

منبع: Women Who Changed the World

Those rates may be so low that you end up working more than if you had a salaried full-time job.

این نرخ‌ها ممکن است آنقدر پایین باشند که در نهایت بیشتر از زمانی که شغل تمام وقت با حقوق ثابت دارید، کار کنید.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Who was the last person hired, the last salaried person?

چه کسی آخرین کسی بود که استخدام شد، آخرین فرد با حقوق ثابت؟

منبع: The Good Wife Season 5

The salaried hero springs forward, jaws foaming, to take a last bite of croissant; crumbs fleck the keyboard and the carpet.

قهرمان حقوق‌بگیر با دهان کف‌آلود به جلو می‌پرد تا آخرین لقمه کروسان را بخورد؛ خرده‌ها روی صفحه کلید و فرش می‌ریزند.

منبع: The Economist (Summary)

His comments caused outrage in India, because there is a lot of anxiety for stable, salaried jobs.

اظهارات او باعث خشم در هند شد، زیرا نگرانی زیادی در مورد مشاغل پایدار و با حقوق ثابت وجود دارد.

منبع: CNBC Global Economic Analysis

DoorDash, a delivery app, has a programme called WeDash that requires salaried employees to make regular drop-offs.

DoorDash، یک برنامه تحویل، برنامه‌ای به نام WeDash دارد که نیاز دارد کارمندان حقوق‌بگیر تحویل‌های منظم انجام دهند.

منبع: Economist Business

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید