salvages items
بازیابی اقلام
salvages materials
بازیابی مصالح
salvages property
بازیابی اموال
salvages equipment
بازیابی تجهیزات
salvages resources
بازیابی منابع
salvages furniture
بازیابی مبلمان
salvages vehicles
بازیابی وسایل نقلیه
salvages data
بازیابی داده ها
salvages artifacts
بازیابی آثار باستانی
salvages treasures
بازیابی گنج ها
the team salvages old ships to restore them.
تیم کشتیهای قدیمی را برای بازسازی آنها بازیابی میکند.
he salvages memories from his childhood.
او خاطرات دوران کودکی خود را بازیابی میکند.
the organization salvages food to help the needy.
سازمان غذا را برای کمک به نیازمندان بازیابی میکند.
she salvages parts from broken electronics.
او قطعات را از وسایل الکترونیکی شکسته بازیابی میکند.
the firefighters salvaged what they could from the burning building.
آتشنشانان آنچه میتوانستند را از ساختمان در حال سوختن بازیابی کردند.
they salvaged the project after initial setbacks.
آنها پروژه را پس از مشکلات اولیه بازیابی کردند.
he salvages his reputation through hard work.
او با تلاش زیاد شهرت خود را بازیابی میکند.
the diver salvages treasures from the ocean floor.
غواص گنجهای کف اقیانوس را بازیابی میکند.
she salvages relationships by communicating openly.
او با برقراری ارتباط باز روابط را بازیابی میکند.
the mechanic salvages old cars for spare parts.
مکانیک ماشینهای قدیمی را برای قطعات یدکی بازیابی میکند.
salvages items
بازیابی اقلام
salvages materials
بازیابی مصالح
salvages property
بازیابی اموال
salvages equipment
بازیابی تجهیزات
salvages resources
بازیابی منابع
salvages furniture
بازیابی مبلمان
salvages vehicles
بازیابی وسایل نقلیه
salvages data
بازیابی داده ها
salvages artifacts
بازیابی آثار باستانی
salvages treasures
بازیابی گنج ها
the team salvages old ships to restore them.
تیم کشتیهای قدیمی را برای بازسازی آنها بازیابی میکند.
he salvages memories from his childhood.
او خاطرات دوران کودکی خود را بازیابی میکند.
the organization salvages food to help the needy.
سازمان غذا را برای کمک به نیازمندان بازیابی میکند.
she salvages parts from broken electronics.
او قطعات را از وسایل الکترونیکی شکسته بازیابی میکند.
the firefighters salvaged what they could from the burning building.
آتشنشانان آنچه میتوانستند را از ساختمان در حال سوختن بازیابی کردند.
they salvaged the project after initial setbacks.
آنها پروژه را پس از مشکلات اولیه بازیابی کردند.
he salvages his reputation through hard work.
او با تلاش زیاد شهرت خود را بازیابی میکند.
the diver salvages treasures from the ocean floor.
غواص گنجهای کف اقیانوس را بازیابی میکند.
she salvages relationships by communicating openly.
او با برقراری ارتباط باز روابط را بازیابی میکند.
the mechanic salvages old cars for spare parts.
مکانیک ماشینهای قدیمی را برای قطعات یدکی بازیابی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید