quickly recovers
به سرعت بهبود مییابد
recovers health
سلامتی را بازیابی میکند
recovers strength
قدرت را بازیابی میکند
recovers fully
به طور کامل بهبود مییابد
recovers quickly
به سرعت بهبود مییابد
recovers well
به خوبی بهبود مییابد
easily recovers
به راحتی بهبود مییابد
recovers losses
خسارات را جبران میکند
recovers from
از ... بهبود مییابد
recovers balance
تعادل را بازیابی میکند
the patient slowly recovers from the surgery.
بیمار به آرامی پس از جراحی بهبودی مییابد.
she recovers her strength after a long illness.
او پس از یک بیماری طولانی، قدرت خود را به دست میآورد.
the economy recovers quickly after the recession.
اقتصاد پس از رکود به سرعت بهبود مییابد.
he recovers his lost files from the backup.
او فایلهای از دست رفته خود را از پشتیبان بازیابی میکند.
the team recovers from their earlier defeat.
تیم پس از شکست قبلی خود بازیابی میکند.
after some rest, she recovers her focus.
پس از کمی استراحت، او تمرکز خود را دوباره به دست میآورد.
the athlete recovers well after the injury.
ورزشکار پس از آسیبدیدگی به خوبی بهبودی مییابد.
the company recovers its market position.
شرکت موقعیت بازار خود را بازیابی میکند.
he quickly recovers from setbacks.
او به سرعت از پسزنها بهبود مییابد.
the environment recovers after pollution controls are implemented.
محیط زیست پس از اجرای قوانین کنترل آلودگی بهبود مییابد.
quickly recovers
به سرعت بهبود مییابد
recovers health
سلامتی را بازیابی میکند
recovers strength
قدرت را بازیابی میکند
recovers fully
به طور کامل بهبود مییابد
recovers quickly
به سرعت بهبود مییابد
recovers well
به خوبی بهبود مییابد
easily recovers
به راحتی بهبود مییابد
recovers losses
خسارات را جبران میکند
recovers from
از ... بهبود مییابد
recovers balance
تعادل را بازیابی میکند
the patient slowly recovers from the surgery.
بیمار به آرامی پس از جراحی بهبودی مییابد.
she recovers her strength after a long illness.
او پس از یک بیماری طولانی، قدرت خود را به دست میآورد.
the economy recovers quickly after the recession.
اقتصاد پس از رکود به سرعت بهبود مییابد.
he recovers his lost files from the backup.
او فایلهای از دست رفته خود را از پشتیبان بازیابی میکند.
the team recovers from their earlier defeat.
تیم پس از شکست قبلی خود بازیابی میکند.
after some rest, she recovers her focus.
پس از کمی استراحت، او تمرکز خود را دوباره به دست میآورد.
the athlete recovers well after the injury.
ورزشکار پس از آسیبدیدگی به خوبی بهبودی مییابد.
the company recovers its market position.
شرکت موقعیت بازار خود را بازیابی میکند.
he quickly recovers from setbacks.
او به سرعت از پسزنها بهبود مییابد.
the environment recovers after pollution controls are implemented.
محیط زیست پس از اجرای قوانین کنترل آلودگی بهبود مییابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید