sanctifier

[ایالات متحده]/ˈsæŋktɪfaɪə/
[بریتانیا]/ˈsæŋktɪfaɪər/

ترجمه

n. کسی که تصفیه می‌کند یا تأیید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

holy sanctifier

تقدیس‌گر مقدس

divine sanctifier

تقدیس‌گر الهی

spiritual sanctifier

تقدیس‌گر معنوی

sacred sanctifier

تقدیس‌گر مقدس

true sanctifier

تقدیس‌گر حقیقی

ultimate sanctifier

تقدیس‌گر نهایی

powerful sanctifier

تقدیس‌گر قدرتمند

eternal sanctifier

تقدیس‌گر جاودان

graceful sanctifier

تقدیس‌گر باوقار

mystical sanctifier

تقدیس‌گر عرفانی

جملات نمونه

the priest acted as a sanctifier during the ceremony.

کشیش در طول مراسم نقش یک تقدیس‌کننده را ایفا می‌کرد.

in many cultures, water is considered a sanctifier.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، آب به عنوان یک تقدیس‌کننده در نظر گرفته می‌شود.

the sanctifier of the community is often a respected elder.

تقدیس‌کننده جامعه اغلب یک بزرگسال محترم است.

he believes that love can be a sanctifier in relationships.

او معتقد است که عشق می‌تواند در روابط یک تقدیس‌کننده باشد.

the ritual served as a sanctifier for the new beginning.

آیین به عنوان یک تقدیس‌کننده برای شروع جدید عمل کرد.

many view forgiveness as a sanctifier of the soul.

بسیاری بخشش را به عنوان یک تقدیس‌کننده روح می‌بینند.

traditions often act as a sanctifier for cultural identity.

رسوم اغلب به عنوان یک تقدیس‌کننده برای هویت فرهنگی عمل می‌کنند.

the sanctifier in the story represents hope and renewal.

تقدیس‌کننده در داستان نشان‌دهنده امید و تجدید حیات است.

in some beliefs, the sanctifier is invoked for blessings.

در برخی باورها، برای برکت‌ها به تقدیس‌کننده استدعا می‌شود.

art can be a sanctifier, elevating the human experience.

هنر می‌تواند یک تقدیس‌کننده باشد و تجربه انسانی را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید