consecrator

[ایالات متحده]/[kənˈsɛkrətə]/
[بریتانیا]/[kənˈsɛkrətər]/

ترجمه

n. شخصی که مقدس می‌کند؛ کسی که به هدف مقدس اختصاص می‌دهد؛ شخصی که مراسم مقدس کردن را انجام می‌دهد.
v. مقدس کردن؛ به هدف مقدس اختصاص دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

chief consecrator

معبود اصلی

consecrator's role

وظیفه معبود

becoming a consecrator

شدن معبود

consecrator appointed

معبود منصوب شده

consecrator present

معبود حاضر

consecrator serves

معبود خدمت می کند

consecrator's duty

وظیفه معبود

consecrator leading

معبود رهبری می کند

consecrator officiating

معبود انجام می دهد

consecrator confirmed

معبود تأیید شده

جملات نمونه

the bishop served as a consecrator for the new church.

بیshop به عنوان یک معبّر برای کلیسا جدید خدمت کرد.

he was appointed consecrator of the diocese.

او به عنوان معبّر دیویس منصوب شد.

the consecrator offered a prayer of dedication.

معبّر یک دعا برای تقدیس ارائه کرد.

the consecrator sprinkled the altar with holy water.

معبّر با آب مقدس روی مذبح پاشید.

a formal consecrator is required for the temple.

برای معبد یک معبّر رسمی لازم است.

the consecrator led the solemn ceremony.

معبّر مراسم جدی را رهبری کرد.

the consecrator’s role is vital to the building’s sanctity.

نقش معبّر برای مقدس بودن ساختمان حیاتی است.

the consecrator blessed the newly ordained priests.

معبّر راهب‌های جدید موسس شده را مبارک گویی کرد.

the consecrator performed the sacred rite with reverence.

معبّر مراسم مقدس را با احترام انجام داد.

the consecrator’s hands were laid upon the sacred object.

دستان معبّر روی شیء مقدس قرار داده شد.

the consecrator invoked divine presence during the ritual.

معبّر در طول مراسم حضور الهی را فراخواند.

the consecrator’s authority comes from the church.

اصل اختیار معبّر از کلیسا می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید