sanctimonious

[ایالات متحده]/ˌsæŋktɪˈməʊniəs/
[بریتانیا]/ˌsæŋktɪˈmoʊniəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وانمود کردن به اینکه از دیگران از نظر اخلاقی برتر یا با فضیلت‌تر است.

جملات نمونه

what happened to all the sanctimonious talk about putting his family first?.

به همه آن حرف‌های پر ادعا در مورد اولویت دادن به خانواده‌اش چه شد؟.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید