sanguine

[ایالات متحده]/ˈsæŋɡwɪn/
[بریتانیا]/ˈsæŋɡwɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از امید؛ خوشبین؛ دارای رنگ چهره سرخ
Word Forms
جمعsanguines

جملات نمونه

they are not sanguine about the prospect.

آنها خوش‌بین نیستند درباره این احتمال.

He seemed quite sanguine about his chances of success.

او کاملاً خوش‌بین به نظر می‌رسید در مورد شانس موفقیت خود.

She remained sanguine despite the challenging circumstances.

او با وجود شرایط دشوار، خوش‌بین باقی ماند.

His sanguine outlook helped him overcome the obstacles.

نگرش خوش‌بینانه او به او کمک کرد تا بر موانع غلبه کند.

I am sanguine about the outcome of the project.

من خوش‌بین هستم در مورد نتیجه پروژه.

The team's sanguine attitude boosted morale.

حالت خوش‌بینانه تیم باعث افزایش روحیه شد.

Despite setbacks, she remained sanguine about the future.

با وجود شکست‌ها، او در مورد آینده خوش‌بین باقی ماند.

His sanguine personality always brightens the room.

شخصیت خوش‌بینانه او همیشه فضا را روشن می‌کند.

Having a sanguine approach can lead to better outcomes.

داشتن رویکردی خوش‌بینانه می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

She has a sanguine belief in the power of positive thinking.

او باور خوش‌بینی به قدرت تفکر مثبت دارد.

The CEO's sanguine demeanor inspired confidence in the team.

حالت خوش‌بینانه مدیرعامل اعتماد به نفس را در تیم ایجاد کرد.

A sanguine attitude can help navigate through tough situations.

داشتن نگرشی خوش‌بینانه می‌تواند به عبور از شرایط سخت کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید