saver

[ایالات متحده]/ˈseɪvə/
[بریتانیا]/'sevɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نجات‌دهنده
شخص صرفه‌جو
دستگاه برای صرفه‌جویی
Word Forms
جمعsavers

عبارات و ترکیب‌ها

money saver

صرفه جویی در هزینه

life saver

نجات دهنده جان

energy saver

صرفه جویی در انرژی

time saver

صرفه جویی در زمان

screen saver

محافظ صفحه نمایش

جملات نمونه

The compromise was a face-saver for all concerned.

این مصالحه برای همه افراد درگیر، یک راه نجات بود.

a new saver from London to Edinburgh.

یک ذخیره‌کننده جدید از لندن به edinburg.

savers with the United Bank

ذخیره‌کنندگان با بانک متحد

a PC screen saver to beat all screen savers.

محافظ صفحه نمایش کامپیوتر شخصی برای شکست دادن تمام محافظ های صفحه نمایش.

A washing-machine is a saver of time and strength.

یک ماشین لباسشویی یک ذخیره کننده زمان و انرژی است.

encouraging small savers to invest in UK companies

تشویق پس‌اندازکنندگان کوچک به سرمایه‌گذاری در شرکت‌های بریتانیایی.

The current account offers savers instant access to funds.

حساب جاری به ذخیره‌کنندگان امکان دسترسی فوری به وجوه را می‌دهد.

Only children whose parents are existing savers may open an account.

فقط کودکانی که والدین آنها ذخیره کننده فعلی هستند می‌توانند یک حساب باز کنند.

bonuses were paid to savers whose policies completed their full term.

پاداش‌ها به پس‌اندازکنندگانی پرداخت شد که قراردادهای آنها به طور کامل تکمیل شده بود.

10 million 50p units will be distributed to savers in proportion to the funds they subscribe.

10 میلیون واحد 50 پنی متناسب با وجوهی که پس‌اندازکنندگان حق بیمه می‌کنند، بین پس‌اندازکنندگان توزیع خواهد شد.

savers are turning to unit trusts as the best place to tuck away their money.

ذخیره‌کنندگان به سمت صندوق‌های سرمایه‌گذاری به عنوان بهترین مکان برای کنار گذاشتن پول خود می‌روند.

The new diffs are also quick and easy to maintain, and are strong featuring blue aluminum outdrive-saver rings.

دیفرهای جدید نیز سریع و آسان برای نگهداری هستند و دارای حلقه‌های نجات درایو آلومینیومی آبی هستند.

A money saver because Chem-Dry leaves no dirt-attracting residues which can prematurely resoil your upholstery.

صرفه جویی در هزینه زیرا Chem-Dry هیچ رسوب جلب کننده خاک را از خود باقی نمی گذارد که می تواند باعث لکه دار شدن مبلمان شما شود.

Software Description: About Mossback Fever, Saver displays changing landscape images along with pictures of animals such as deer, moose, elk, and bears

توضیحات نرم‌افزار: درباره تب‌موی Mossback، Saver تصاویر چشم‌انداز در حال تغییر را همراه با تصاویری از حیوانات مانند گوزن، گاومیش، گوزن و خرس نشان می‌دهد.

Software Description: About CloudLand, This screen saver displays changing pictures of cloudy skies and features beautiful images of sunrises and sunsets captured over mountains and water.

توضیحات نرم‌افزار: درباره CloudLand، این محافظ صفحه نمایش تصاویر متغیری از آسمان‌های ابری را نشان می‌دهد و دارای تصاویر زیبا از طلوع و غروب خورشید که در بالای کوه‌ها و آب گرفته شده است.

نمونه‌های واقعی

Are you a saver or a spender, Sam?

آیا شما یک پس‌اندازکننده یا خرج‌کننده هستید، سم؟

منبع: 6 Minute English

Thank you so much. You are a life saver.

خیلی ممنونم. شما یک ناجی هستید.

منبع: Modern Family - Season 08

So, they say this is really going to be a time saver ultimately.

بنابراین، آنها می‌گویند که این واقعاً در نهایت یک صرفه‌جویی در زمان خواهد بود.

منبع: CNN 10 Student English October 2019 Collection

Just as in Iceland, hidden cashes can be a life saver during winter's lean times.

همانطور که در ایسلند، گنج‌های پنهان می‌توانند در زمان‌های سخت زمستان، ناجی باشند.

منبع: Nordic Wild Style Chronicles

I have this report way past due. It'd be a life saver.

من این گزارش را خیلی دیر تحویل داده‌ام. این یک ناجی خواهد بود.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Saver Return, Standard Open Return and First Open Return.

بازگشت صرفه‌جویانه، بازگشت استاندارد باز و بازگشت اول باز.

منبع: Hear England

There's no question that for millions of people tech was a life saver.

هیچ سوالی وجود ندارد که برای میلیون‌ها نفر، فناوری یک ناجی بوده است.

منبع: VOA Standard English_ Technology

Oh, thank you. You're a life saver!

اوه، ممنون. شما یک ناجی هستید!

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

They went beyond what was " Reeseanable" and some might even say they're " Life Savers" .

آنها از آنچه "منطقی" بود فراتر رفتند و برخی حتی ممکن است بگویند آنها "نجات دهندگان زندگی" هستند.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

If we can help them to cut commuting time by half, that's a huge saver for their life.

اگر بتوانیم به آنها کمک کنیم تا زمان رفت و آمد را به نصف کاهش دهند، این یک صرفه جویی بزرگ برای زندگی آنها است.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید