sawlike edge
حاشیه چکشی
sawlike blade
لبه چکشی
sawlike curve
منحنی چکشی
sawlike teeth
دندانههای چکشی
sawlike appearance
ظاهر چکشی
sawlike structure
ساختار چکشی
sawlike pattern
الگوی چکشی
sawlike cut
برش چکشی
sawlike form
فرم چکشی
sawlike shape
شکل چکشی
the sawlike edge of the knife made quick work of the tomato.
حاشیه تیغ چاقو مانند یک تیغ چکش، سریع کاری با توماتو انجام داد.
the mountain range had a sawlike profile against the setting sun.
این رشته کوهها در برابر خورشید غروبی، یک حالت مانند تیغ چکش داشت.
he described the coastline as having a sawlike appearance.
او ساحل را با یک ظاهر مانند تیغ چکش توصیف کرد.
the woodworker used a sawlike tool to shape the curves.
کارگر چوب از یک ابزار مانند تیغ چکش برای شکل دادن منحنیها استفاده کرد.
the jagged, sawlike rocks were dangerous to climb.
سنگهای تیز و مانند تیغ چکش برای بالا رفتن خطرناک بودند.
the building's roof had a distinctive sawlike design.
تکیهگاه ساختمان یک طراحی متمایز مانند تیغ چکش داشت.
the terrain was uneven, with a sawlike pattern of ridges and valleys.
زمینشناسی ناهموار بود، با الگوی تیغ چکش از تپهها و درهها.
the artist created a sawlike texture with charcoal.
هنرمند با چوب کبریت یک بافت مانند تیغ چکش ایجاد کرد.
the old fence had a weathered, sawlike top edge.
بام تالار قدیمی دارای یک حاشیه بالایی ساییده شده و مانند تیغ چکش بود.
the sawlike pattern on the fabric was quite striking.
الگوی مانند تیغ چکش روی پارچه بسیار تأثیرگذار بود.
the ice formation had a sharp, sawlike appearance.
این تشكیل یخ دارای یك ظاهر تیز و مانند تیغ چكش بود.
sawlike edge
حاشیه چکشی
sawlike blade
لبه چکشی
sawlike curve
منحنی چکشی
sawlike teeth
دندانههای چکشی
sawlike appearance
ظاهر چکشی
sawlike structure
ساختار چکشی
sawlike pattern
الگوی چکشی
sawlike cut
برش چکشی
sawlike form
فرم چکشی
sawlike shape
شکل چکشی
the sawlike edge of the knife made quick work of the tomato.
حاشیه تیغ چاقو مانند یک تیغ چکش، سریع کاری با توماتو انجام داد.
the mountain range had a sawlike profile against the setting sun.
این رشته کوهها در برابر خورشید غروبی، یک حالت مانند تیغ چکش داشت.
he described the coastline as having a sawlike appearance.
او ساحل را با یک ظاهر مانند تیغ چکش توصیف کرد.
the woodworker used a sawlike tool to shape the curves.
کارگر چوب از یک ابزار مانند تیغ چکش برای شکل دادن منحنیها استفاده کرد.
the jagged, sawlike rocks were dangerous to climb.
سنگهای تیز و مانند تیغ چکش برای بالا رفتن خطرناک بودند.
the building's roof had a distinctive sawlike design.
تکیهگاه ساختمان یک طراحی متمایز مانند تیغ چکش داشت.
the terrain was uneven, with a sawlike pattern of ridges and valleys.
زمینشناسی ناهموار بود، با الگوی تیغ چکش از تپهها و درهها.
the artist created a sawlike texture with charcoal.
هنرمند با چوب کبریت یک بافت مانند تیغ چکش ایجاد کرد.
the old fence had a weathered, sawlike top edge.
بام تالار قدیمی دارای یک حاشیه بالایی ساییده شده و مانند تیغ چکش بود.
the sawlike pattern on the fabric was quite striking.
الگوی مانند تیغ چکش روی پارچه بسیار تأثیرگذار بود.
the ice formation had a sharp, sawlike appearance.
این تشكیل یخ دارای یك ظاهر تیز و مانند تیغ چكش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید