scales weigh
وزن کردن
fish scales
ترازوهای ماهی
scales tipped
ترازوی کج شده
weigh scales
ترازوهای توزین
scales fell
ترازوها افتادند
scales removed
ترازوها حذف شدند
scales indicate
ترازوها نشان میدهند
scales balance
ترازوها متعادل هستند
scales shimmer
ترازوها درخشندگی دارند
scales measure
ترازوها اندازهگیری میکنند
the chef carefully weighed the ingredients on kitchen scales.
سرآشپز با دقت مواد لازم را روی ترازوهای آشپزخانه وزن کرد.
she practiced playing scales on the piano every day.
او هر روز تمرین میکرد تا مقیاسها را روی پیانو بنوازد.
the fish had shimmering silver scales covering its body.
ماهی دارای فلسهای نقرهای براق بود که کل بدن آن را پوشانده بود.
justice is said to be blind, wearing scales to weigh the evidence.
گفته میشود عدالت کور است و برای وزن کردن مدارک از ترازوی استفاده میکند.
he used bathroom scales to monitor his weight loss progress.
او از ترازوهای حمام برای نظارت بر روند کاهش وزن خود استفاده کرد.
the company's sales increased across all scales of the business.
فروش شرکت در همه مقیاسهای کسب و کار افزایش یافت.
the building's design incorporated scales of different sizes.
طراحی ساختمان شامل مقیاسهای با اندازههای مختلف بود.
she bought new digital scales to measure flour for baking.
او ترازوهای دیجیتال جدیدی برای اندازه گیری آرد برای پختن خرید.
the musician practiced scales to improve their finger dexterity.
موسیقیدان برای بهبود چابکی انگشتان خود مقیاسها را تمرین کرد.
the legal system must consider all scales of injustice.
سیستم حقوقی باید همه مقیاسهای بیعدالتی را در نظر بگیرد.
he climbed the scales of success through hard work and dedication.
او با تلاش و پشتکار به مراحل موفقیت رسید.
scales weigh
وزن کردن
fish scales
ترازوهای ماهی
scales tipped
ترازوی کج شده
weigh scales
ترازوهای توزین
scales fell
ترازوها افتادند
scales removed
ترازوها حذف شدند
scales indicate
ترازوها نشان میدهند
scales balance
ترازوها متعادل هستند
scales shimmer
ترازوها درخشندگی دارند
scales measure
ترازوها اندازهگیری میکنند
the chef carefully weighed the ingredients on kitchen scales.
سرآشپز با دقت مواد لازم را روی ترازوهای آشپزخانه وزن کرد.
she practiced playing scales on the piano every day.
او هر روز تمرین میکرد تا مقیاسها را روی پیانو بنوازد.
the fish had shimmering silver scales covering its body.
ماهی دارای فلسهای نقرهای براق بود که کل بدن آن را پوشانده بود.
justice is said to be blind, wearing scales to weigh the evidence.
گفته میشود عدالت کور است و برای وزن کردن مدارک از ترازوی استفاده میکند.
he used bathroom scales to monitor his weight loss progress.
او از ترازوهای حمام برای نظارت بر روند کاهش وزن خود استفاده کرد.
the company's sales increased across all scales of the business.
فروش شرکت در همه مقیاسهای کسب و کار افزایش یافت.
the building's design incorporated scales of different sizes.
طراحی ساختمان شامل مقیاسهای با اندازههای مختلف بود.
she bought new digital scales to measure flour for baking.
او ترازوهای دیجیتال جدیدی برای اندازه گیری آرد برای پختن خرید.
the musician practiced scales to improve their finger dexterity.
موسیقیدان برای بهبود چابکی انگشتان خود مقیاسها را تمرین کرد.
the legal system must consider all scales of injustice.
سیستم حقوقی باید همه مقیاسهای بیعدالتی را در نظر بگیرد.
he climbed the scales of success through hard work and dedication.
او با تلاش و پشتکار به مراحل موفقیت رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید