scandalmonger

[ایالات متحده]/ˈskændəlˌmʌŋɡər/
[بریتانیا]/ˈskændəlˌmʌŋɡər/

ترجمه

n. فردی که شایعات یا رسوایی‌ها را پخش می‌کند؛ فردی که رسوایی را منتشر می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

scandalmonger alert

هشدار فضول‌گویی

scandalmonger tactics

تاکتیک‌های فضول‌گویی

scandalmonger behavior

رفتار فضول‌گویی

scandalmonger rumors

اخبار فضول‌گویی

scandalmonger network

شبکه فضول‌گویی

scandalmonger news

اخبار فضول‌گویی

scandalmonger culture

فرهنگ فضول‌گویی

scandalmonger influence

نفوذ فضول‌گویی

scandalmonger investigation

تحقیقات فضول‌گویی

scandalmonger society

جامعه فضول‌گویی

جملات نمونه

she was labeled a scandalmonger for spreading rumors.

او به دلیل پخش شایعات به عنوان یک پخش‌کننده شایعات شناخته شد.

the media often portrays him as a scandalmonger.

رسانه ها اغلب او را به عنوان یک پخش کننده شایعات به تصویر می کشند.

being a scandalmonger can damage your reputation.

بودن یک پخش کننده شایعات می تواند به شهرت شما آسیب برساند.

she enjoys the thrill of being a scandalmonger.

او از هیجان پخش شایعات لذت می برد.

his actions as a scandalmonger led to many conflicts.

اقدامات او به عنوان یک پخش کننده شایعات منجر به بسیاری از درگیری ها شد.

people often avoid a known scandalmonger.

افراد اغلب از یک پخش کننده شایعات شناخته شده اجتناب می کنند.

she was tired of the scandalmonger lifestyle.

او از سبک زندگی پخش شایعات خسته شده بود.

his reputation suffered because of his scandalmonger tendencies.

شهرت او به دلیل تمایلات پخش شایعات او آسیب دید.

the community frowned upon the scandalmonger.

جامعه با پخش کننده شایعات مخالفت کرد.

being labeled a scandalmonger can be very damaging.

برچسب خوردن به عنوان یک پخش کننده شایعات می تواند بسیار مضر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید