scantly

[ایالات متحده]/ˈskæntli/
[بریتانیا]/ˈskæntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سختی; ناکافی; به طرز ناچیز

عبارات و ترکیب‌ها

scantly clad

نیمه‌برهنه

scantly populated

کم جمعیت

scantly furnished

نیمه مجهز

scantly detailed

جزئیات کم

scantly available

کم در دسترس

scantly informed

اطلاع‌رسانی کم

scantly dressed

نیمه‌پوش

scantly supported

حمایت کم

scantly illustrated

تصویرسازی کم

scantly occupied

کم اشغال

جملات نمونه

she wore a scantly dressed outfit to the party.

او لباس کم‌پوششی به مهمانی پوشید.

the scantly populated area felt deserted.

منطقه کم جمعیت، متروکه به نظر می رسید.

he scantly remembered the details of the event.

او جزئیات رویداد را به سختی به خاطر آورد.

they scantly provided the necessary information.

آنها اطلاعات لازم را به سختی ارائه کردند.

the scantly furnished room felt empty.

اتاق کم مبلا، خالی به نظر می رسید.

her scantly written report lacked depth.

گزارش کم نوشته او فاقد عمق بود.

the scantly available resources limited our options.

منابع کم در دسترس، گزینه های ما را محدود کرد.

he scantly acknowledged her contributions.

او به سختی از مشارکت های او قدردانی کرد.

the scantly attended meeting was quickly dismissed.

جلسه کم شرکت کننده به سرعت لغو شد.

she scantly participated in the discussions.

او به سختی در بحث ها شرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید