scarlatina

[ایالات متحده]/ˌskɑːləˈtiːnə/
[بریتانیا]/ˌskɑrləˈtinə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بیماری مسری که با تب و راش قرمز مشخص می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

scarlatina fever

تب اسکارلت

scarlatina rash

ضد اسکارلت

scarlatina symptoms

علائم اسکارلت

scarlatina treatment

درمان اسکارلت

scarlatina outbreak

شیوع اسکارلت

scarlatina diagnosis

تشخیص اسکارلت

scarlatina infection

عفونت اسکارلت

scarlatina prevention

پیشگیری از اسکارلت

scarlatina cases

موارد اسکارلت

scarlatina complications

پیامدهای اسکارلت

جملات نمونه

scarlatina is a contagious disease.

اسکارلتینا یک بیماری مسری است.

children are more susceptible to scarlatina.

کودکان بیشتر در معرض اسکارلتینا هستند.

symptoms of scarlatina include a rash and fever.

علائم اسکارلتینا شامل بثورات پوستی و تب است.

it is important to treat scarlatina promptly.

درمان سریع اسکارلتینا بسیار مهم است.

scarlatina can be prevented with proper hygiene.

می‌توان با رعایت بهداشت مناسب از اسکارلتینا پیشگیری کرد.

doctors often prescribe antibiotics for scarlatina.

پزشکان اغلب آنتی‌بیوتیک برای اسکارلتینا تجویز می‌کنند.

scarlatina outbreaks can occur in schools.

شیوع اسکارلتینا می‌تواند در مدارس رخ دهد.

awareness of scarlatina symptoms is crucial.

آگاهی از علائم اسکارلتینا بسیار مهم است.

parents should monitor their children for signs of scarlatina.

والدین باید کودکان خود را برای علائم اسکارلتینا تحت نظر داشته باشند.

vaccines can help reduce the risk of scarlatina.

واکسن‌ها می‌توانند به کاهش خطر اسکارلتینا کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید