sceptical

[ایالات متحده]/'skeptikəl/
[بریتانیا]/ˈskɛptɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌میل به باور؛ شکاک.

جملات نمونه

be sceptical about sth.

در مورد چیزی شک داشته باشید.

the public were deeply sceptical about some of the proposals.

عموم مردم در مورد برخی از پیشنهادات به شدت شک داشتند.

sceptical investors hammered the computer company's stock.

سرمایه‌گذاران شکاک باعث افت قیمت سهام شرکت کامپیوتر شدند.

I am rather sceptical about their professed sympathy for the poor.

من در مورد همدلی اعلام شده آنها با فقرا کمی شک دارم.

I am sceptical about the new product's claims

من در مورد ادعای محصول جدید شک دارم.

She was sceptical of his intentions

او در مورد نیات او شک داشت.

The scientist was sceptical of the results until further testing was done

دانشمند تا زمانی که آزمایش بیشتری انجام نشد، در مورد نتایج شک داشت.

He is always sceptical of politicians' promises

او همیشه در مورد وعده‌های سیاسیون شک دارد.

The investors were sceptical about the company's future prospects

سرمایه‌گذاران در مورد چشم‌انداز آینده شرکت شک داشتند.

She remained sceptical despite his explanations

با وجود توضیحات او، او همچنان شک داشت.

The teacher was sceptical of the student's excuse for not doing the homework

معلم در مورد بهانه‌ی دانش‌آموز برای انجام ندادن تکالیف شک داشت.

The public was sceptical of the government's ability to handle the crisis

عموم مردم در مورد توانایی دولت در مقابله با بحران شک داشتند.

He is sceptical of conspiracy theories

او در مورد نظریه‌های توطئه شک دارد.

The journalist was sceptical of the official statement and sought more information

روزنامه‌نگار در مورد بیانیه رسمی شک داشت و به دنبال اطلاعات بیشتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید