schnozzle

[ایالات متحده]/ˈʃnɒzl/
[بریتانیا]/ˈʃnɑːzl/

ترجمه

n. بینی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

big schnozzle

بینی بزرگ

little schnozzle

بینی کوچک

funny schnozzle

بینی خنده‌دار

schnozzle face

چهره با بینی بزرگ

schnozzle dog

سگ با بینی بزرگ

schnozzle joke

شوخی درباره بینی بزرگ

schnozzle style

سبک بینی بزرگ

schnozzle king

شاه بینی بزرگ

schnozzle talk

گفتگو درباره بینی بزرگ

schnozzle party

جشن بینی بزرگ

جملات نمونه

he has a schnozzle that always seems to be sniffing around.

او بینی بزرگی دارد که همیشه به نظر می‌رسد در حال جستجو است.

her dog has a big schnozzle that can smell treats from far away.

سگ او بینی بزرگی دارد که می‌تواند از دور بوئے خوراکی‌ها را حس کند.

he joked about his schnozzle being his best feature.

او درباره این که بینی‌اش بهترین ویژگی اوست شوخی کرد.

the schnozzle of the dog was covered in mud after playing outside.

بینی سگ بعد از بازی بیرون، گل و لای داشت.

she pointed out how her schnozzle resembled her father's.

او اشاره کرد که بینی‌اش شبیه بینی پدرش است.

his schnozzle twitched as he caught a whiff of the delicious food.

همانطور که بوی غذای خوشمزه را استشمام می‌کرد، بینی‌اش لرزید.

the schnozzle of the cat was pink and very cute.

بینی گربه صورتی و بسیار زیبا بود.

she always teased him about his schnozzle when they were kids.

وقتی بچه بودند، او همیشه درباره بینی‌اش با او شوخی می‌کرد.

he said his schnozzle helped him find the best flowers in the garden.

او گفت که بینی‌اش به او کمک می‌کند بهترین گل‌ها را در باغ پیدا کند.

with a schnozzle like that, he could be a bloodhound.

با بینی‌ای مثل آن، می‌توانست یک خون‌سگ باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید