scissored

[ایالات متحده]/ˈsɪzəd/
[بریتانیا]/ˈsɪzərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی قیچی؛ به طور خاص با پاها به شیوه‌ای شبیه قیچی حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scissored edges

لبه‌های بریده شده

scissored paper

کاغذ بریده شده

scissored fabric

پارچه بریده شده

scissored design

طرح بریده شده

scissored shapes

اشکال بریده شده

scissored lines

خطوط بریده شده

scissored images

تصاویر بریده شده

scissored sections

بخش‌های بریده شده

scissored corners

گوشه‌های بریده شده

scissored artwork

هنر بریده شده

جملات نمونه

the paper was scissored into small pieces.

سند به تکه‌های کوچک بریده شد.

she scissored the fabric to make a dress.

او پارچه را برای دوختن لباس برش زد.

he scissored the edges of the photo for a better fit.

او لبه‌های عکس را برای تناسب بهتر برش زد.

the documents were scissored for confidentiality.

اسناد به دلیل محرمانگی بریده شدند.

she scissored the invitation cards for the party.

او کارت‌های دعوت را برای مهمانی برش زد.

the artist scissored the paper to create a collage.

هنرمند کاغذ را برای ایجاد یک کولاژ برش زد.

he scissored the ribbon to decorate the gift.

او روبان را برای تزئین هدیه برش زد.

she scissored the coupons to save money.

او کوپن‌ها را برای صرفه‌جویی در پول برش زد.

the teacher scissored the worksheets for the students.

معلم برگه های تمرین را برای دانش آموزان برش زد.

they scissored the map to fit it into the album.

آنها نقشه را برش دادند تا در آلبوم جا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید