truncated

[ایالات متحده]/trʌŋ'keɪtɪd/
[بریتانیا]/'trʌŋketɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بریده یا کوتاه شده، با قسمت بالایی که حذف شده یا نادیده گرفته شده.
Word Forms
قسمت سوم فعلtruncated
زمان گذشتهtruncated

عبارات و ترکیب‌ها

truncated cone

مخروطی فرومی‌بريده

جملات نمونه

The truncated version of the document was easier to read.

نسخه کوتاه شده سند خواندن آسان‌تر بود.

The truncated tree had to be removed for safety reasons.

دردشة کوتاه شده درخت باید به دلایل ایمنی حذف می‌شد.

The truncated conversation left many questions unanswered.

گفتگوی کوتاه شده سوالات زیادی را بی‌پاسخ گذاشت.

The truncated video clip went viral on social media.

ویدیو کوتاه شده در رسانه‌های اجتماعی به سرعت پخش شد.

The truncated sentence made it difficult to understand the context.

جمله کوتاه شده درک زمینه را دشوار کرد.

The truncated version of the song was played on the radio.

نسخه کوتاه شده آهنگ در رادیو پخش شد.

The truncated building appeared incomplete.

ساختمان کوتاه شده ناقص به نظر می‌رسید.

The truncated email was missing important details.

ایمیل کوتاه شده فاقد جزئیات مهم بود.

The truncated URL led to an error page.

آدرس URL کوتاه شده به صفحه خطا هدایت کرد.

The truncated data set needed to be expanded for analysis.

مجموعه داده کوتاه شده برای تجزیه و تحلیل نیاز به گسترش داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید