scoffed at
با تمسخر برخورد کرد
scoffed loudly
با صدای بلند تمسخر کرد
scoffed dismissively
با بیاعتنایی تمسخر کرد
scoffed derisively
با تحقیر تمسخر کرد
scoffed openly
به طور آشکارا تمسخر کرد
scoffed in disbelief
با ناباوری تمسخر کرد
scoffed scornfully
با نفرت تمسخر کرد
scoffed heartily
با خوشحالی تمسخر کرد
scoffed mockingly
با مسخرهگری تمسخر کرد
scoffed quietly
به آرامی تمسخر کرد
she scoffed at his ridiculous idea.
او در تمسخر ایده مضحک او پوزخند زد.
he scoffed when he heard the news.
او وقتی خبر را شنید پوزخند زد.
the critics scoffed at the movie's plot.
منتقدان طرح فیلم را تمسخر کردند.
they scoffed at the suggestion to change the plan.
آنها پیشنهاد تغییر برنامه را تمسخر کردند.
she scoffed, saying it was impossible.
او پوزخند زد و گفت که غیرممکن است.
he scoffed at the idea of working on weekends.
او ایده کار در آخر هفته را تمسخر کرد.
the teacher scoffed at the student's excuse.
معلم بهانه دانش آموز را تمسخر کرد.
many scoffed at the notion of aliens visiting earth.
بسیاری از این ایده که موجودات فضایی به زمین سر می زنند، تمسخر کردند.
she scoffed at the idea of a diet.
او ایده رژیم غذایی را تمسخر کرد.
he scoffed, claiming he knew better.
او پوزخند زد و ادعا کرد که بهتر می داند.
scoffed at
با تمسخر برخورد کرد
scoffed loudly
با صدای بلند تمسخر کرد
scoffed dismissively
با بیاعتنایی تمسخر کرد
scoffed derisively
با تحقیر تمسخر کرد
scoffed openly
به طور آشکارا تمسخر کرد
scoffed in disbelief
با ناباوری تمسخر کرد
scoffed scornfully
با نفرت تمسخر کرد
scoffed heartily
با خوشحالی تمسخر کرد
scoffed mockingly
با مسخرهگری تمسخر کرد
scoffed quietly
به آرامی تمسخر کرد
she scoffed at his ridiculous idea.
او در تمسخر ایده مضحک او پوزخند زد.
he scoffed when he heard the news.
او وقتی خبر را شنید پوزخند زد.
the critics scoffed at the movie's plot.
منتقدان طرح فیلم را تمسخر کردند.
they scoffed at the suggestion to change the plan.
آنها پیشنهاد تغییر برنامه را تمسخر کردند.
she scoffed, saying it was impossible.
او پوزخند زد و گفت که غیرممکن است.
he scoffed at the idea of working on weekends.
او ایده کار در آخر هفته را تمسخر کرد.
the teacher scoffed at the student's excuse.
معلم بهانه دانش آموز را تمسخر کرد.
many scoffed at the notion of aliens visiting earth.
بسیاری از این ایده که موجودات فضایی به زمین سر می زنند، تمسخر کردند.
she scoffed at the idea of a diet.
او ایده رژیم غذایی را تمسخر کرد.
he scoffed, claiming he knew better.
او پوزخند زد و ادعا کرد که بهتر می داند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید