ridiculed his ideas
ایدههای او مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed for failure
به دلیل شکست مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed by peers
توسط همسالان مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed in public
در حضور عموم مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed for beliefs
به دلیل باورهایش مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed his efforts
تلاشهای او مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed by friends
توسط دوستان مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed for style
به دلیل سبک مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed in school
در مدرسه مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed for choices
به دلیل انتخابها مورد تمسخر قرار گرفت
he was ridiculed for his unusual fashion choices.
او به خاطر انتخابهای غیرمعمول لباسش مورد تمسخر قرار گرفت.
many people ridiculed her idea, but she believed in it.
بسیاری از مردم ایده او را تمسخر کردند، اما او به آن اعتقاد داشت.
she felt hurt when her artwork was ridiculed.
وقتی آثار هنریاش مورد تمسخر قرار گرفت، او احساس ناراحتی کرد.
the comedian ridiculed the politicians during his performance.
در طول اجرا، کمدین سیاستمداران را مورد تمسخر قرار داد.
he was ridiculed by his peers for his clumsiness.
او به خاطر دست و پا چلفتیاش توسط همسالانش مورد تمسخر قرار گرفت.
they ridiculed the new policy, calling it ineffective.
آنها سیاست جدید را مورد تمسخر قرار دادند و آن را غیرموثر خواندند.
after being ridiculed, he decided to prove them wrong.
پس از مورد تمسخر قرار گرفتن، او تصمیم گرفت آنها را متناقض نشان دهد.
she was ridiculed for her accent, but she didn't care.
او به خاطر لهجهاش مورد تمسخر قرار گرفت، اما او اهمیتی نداد.
the idea was initially ridiculed, but later gained popularity.
ایده در ابتدا مورد تمسخر قرار گرفت، اما بعداً محبوبیت پیدا کرد.
he ridiculed the notion that cats are better than dogs.
او این ایده را که گربهها بهتر از سگها هستند، تمسخر کرد.
ridiculed his ideas
ایدههای او مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed for failure
به دلیل شکست مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed by peers
توسط همسالان مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed in public
در حضور عموم مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed for beliefs
به دلیل باورهایش مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed his efforts
تلاشهای او مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed by friends
توسط دوستان مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed for style
به دلیل سبک مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed in school
در مدرسه مورد تمسخر قرار گرفت
ridiculed for choices
به دلیل انتخابها مورد تمسخر قرار گرفت
he was ridiculed for his unusual fashion choices.
او به خاطر انتخابهای غیرمعمول لباسش مورد تمسخر قرار گرفت.
many people ridiculed her idea, but she believed in it.
بسیاری از مردم ایده او را تمسخر کردند، اما او به آن اعتقاد داشت.
she felt hurt when her artwork was ridiculed.
وقتی آثار هنریاش مورد تمسخر قرار گرفت، او احساس ناراحتی کرد.
the comedian ridiculed the politicians during his performance.
در طول اجرا، کمدین سیاستمداران را مورد تمسخر قرار داد.
he was ridiculed by his peers for his clumsiness.
او به خاطر دست و پا چلفتیاش توسط همسالانش مورد تمسخر قرار گرفت.
they ridiculed the new policy, calling it ineffective.
آنها سیاست جدید را مورد تمسخر قرار دادند و آن را غیرموثر خواندند.
after being ridiculed, he decided to prove them wrong.
پس از مورد تمسخر قرار گرفتن، او تصمیم گرفت آنها را متناقض نشان دهد.
she was ridiculed for her accent, but she didn't care.
او به خاطر لهجهاش مورد تمسخر قرار گرفت، اما او اهمیتی نداد.
the idea was initially ridiculed, but later gained popularity.
ایده در ابتدا مورد تمسخر قرار گرفت، اما بعداً محبوبیت پیدا کرد.
he ridiculed the notion that cats are better than dogs.
او این ایده را که گربهها بهتر از سگها هستند، تمسخر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید